یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٥ - زن - طلاق
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٥، ص: ٣٣٥
ولی امروز اروپاییان از لحاظ طلاق دچار محذور دیگری شدهاند و درست یک قوس ١٨٠ درجهای طی کردهاند، همه جا سخن از افزایش طلاق و بالا رفتن آمارهای طلاق است و علت این است که موجبات آن را در اجتماع به وجود آوردهاند، همان موجباتی که اسلام آنها را قدغن کرده است. به هرحال معترضین میگویند اگر بناست طلاق مجاز باشد، زن و مرد متساویاً باید ذی حق باشند که آن را مانند هر شرکت دیگر فسخ کنند.
طلاق باید به محکمه سپرده شود:
حداکثر این است که اجازه محکمه شرط باشد که پس از عرض حال و اظهار دلیل از طرف مرد یا زن، اجازه طلاق صادر شود. پس بهتر این است که اولًا هیچ کدام از مرد و زن حق طلاق بدون نظر محکمه نداشته باشند، ثانیاً از لحاظ پیشنهاد و عرض حال با ارائه دلیل در محکمه هر دو متساوی باشند زیرا هر دو در این امر ذی حقاند.
علیهذا نظر اسلام که اولًا به مرد تنها حق داده است و ثانیاً او را مطلق العنان دانسته و اجازه محکمه را نیز شرط ندانسته است، قابل انتقاد است.
چرا طلاق مبغوض است؟:
جواب این است که ما باید به دو مطلب توجه داشته باشیم: یکی اینکه اسلام طلاق را منفور و مبغوض میداند [١] به حکم روایات زیادی که در این باب هست [٢]، زیرا ازدواج را پیمان مقدس و لازم الادامه میداند برخلاف سایر پیمانها و شرکتها؛ چون ازدواج اولًا پیمان دلهاست، پیمان دل و روح را نباید زود بهم زد، دیگر اینکه مقدسترین کانون بشری است زیرا نسل آینده در آنجا به وجود میآید و بهم خوردن این کانون بهم خوردن آشیانه مقدس غیرقابل عوضی است. اسلام ازدواج را یک همکاری شخصی ساده که فقط حقوق دو نفر در آن دخیل باشد و شرکت سعادت دو فرد فقط نمیداند، یک امر جنسی فردی نمیداند. ازدواج را بیش از آنکه به
[١] لزوم دخالت محلل، جریمهای است بر مرد برای طلاقهای متعدد.[٢] رجوع شود به سخنرانیهای فاطمیه ٨٤ و رمضان ٨٤.