یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦١ - اخلاق و آداب سفر
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٥، ص: ٤٦١
٣. پیغمبر اکرم درباره مکارم اخلاق چه فرموده است؟
٤. آیا استطاعت روحی و اخلاقی برای حج لازم است یا خیر؟
٥. فرق شرط وجوب و شرط وجود چیست؟
درس دوم: آشنایی با چند لغت وقتی که میگوییم «اخلاق و آداب سفر» باید معنی اخلاق و معنی آداب و فرق میان آنها را بدانیم. حتی خوب است بدانیم چرا به سفر، سفر میگویند و چرا همسفر را «رفیق» میگویند.
اخلاق اخلاق جمع خُلق است. خلق یعنی خوی. ساختمان وجود انسان تا آنجا که مربوط به بدن است، خَلق (به فتح خاء) گفته میشود و تا آنجا که مربوط به روح یعنی مربوط به قسمتی از تمایلات روحی است، خُلق (به ضم خاء) گفته میشود. به عبارت دیگر خَلق مربوط به شخص است و خُلق مربوط به شخصیت. در دعا وارد شده است که هنگامی که در مقابله آیینه میایستید و خود را میبینید، بگویید: اللّهم حسِّن خُلقی کما حسَّنت خَلقی یعنی خداوندا، اخلاق مرا نیکو گردان همچنان که اندام مرا نیکو گردانیدهای و مرا به صورت انسان و در احسن تقویم آفریدهای.
آنچه مربوط به بدن است طرح ریزی و ساختمانش در رحم تمام میشود. مثلًا استعداد اینکه انسان سفیدپوست باشد یا سیاه پوست، زشت باشد یا زیبا، کوتاه باشد یا بلند، تمام اینها در مرحله رحم طرح و بنا میشود و پس از اینکه کودک به دنیا میآید نه به وسیله خود او و نه به وسیله دیگران قابل تغییر نیست.
اما اخلاقیات که مربوط به روح است در همین دنیا به وسیله خود شخص و معلمان و مربیان و اجتماع، طرح و بنا میشود. البته قسمتی از استعدادهای اخلاقی مربوط به سرشت و مرحله قبل از تولد است