یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥ - یادداشت خانواده در اسلام
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٥، ص: ٣٥
بخشیدن به زندگی خانوادگی باید بر معیار جدیدی غیر از معیارهای گذشته باشد. به هر حال در اصل مطلب تردید نیست.
به عقیده ما چیزی که بیش از زندگی ماشینی تأثیر مخربی بر اساس خانوادگی داشته است برخی فلسفهها و فرضیهها و معیارهاست که به عنوان راه علاج پیشنهاد شده است و بر شدت درد افزوده است و داستان مردی را که شترش رم کرده بود و دیگران به عنوان اینکه شتر را بگیرند و به صاحبش بدهند هیاهو میکردند و شتر بیشتر رم میکرد، به یاد میآورد. به عقیده [ما] افکار ناصواب [به] ظاهر صحیحی که به وجود آمده بیش از خود زندگی ماشینی به قلب زندگی خانوادگی زده است*.
١. بحث ما درباره خانواده در اسلام است. خانواده بهطور کلی یک واحد اجتماعی است که از ترکیب و اجتماع زن و شوهر و فرزندان آنها تشکیل میشود و قدرت اساسی حاکم بر آن عواطف طبیعی است و هریک از فرزندان پس از بلوغ و کمال، یک واحد دیگر به وجود میآورند و احیاناً پدر و مادر که در اول اساس خانوادهای بودند در آخر عمر جزء خانواده فرزند یا یکی از فرزندان قرار میگیرند.
علقه خانوادگی علقه خاصی است براساس عواطف [١] و وحدت و یگانگی و صمیمیت، برخلاف علقه اجتماعی که اساس آن بیگانگی و عدالت است [٢]. اجزای اجتماع بزرگ مثل اعضای یک ماشین هستند که قطعات جدایی هستند و پیوندهای فیزیکی آنها را به هم مرتبط کرده است، ولی اعضای خانواده مانند اجزای
[١] البته عاطفه غیر از شهوت است.[٢] در اینکه انسان طبیعتاً اجتماعی باشد که از طرف ارسطو عنوان شده تردید است ولی در اینکه انسان طبیعتاً منزلی است تردیدی نمیتوان کرد. اختلاف و عدم تشابه زن و مرد در جهات زیادی جسماً و روحاً و به صورت دو قطب مثبت و منفی درآمدن، نقص و کمال نیست، تناسب است و هدف جذب بیشتر آندو است.