یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٠ - زن - طلاق
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٥، ص: ٣٤٠
نیست که زن مملوک مرد و در حکم اشیاء است نه اشخاص؟
باید یا هر دو اختیار داشته باشند یا اختیار با محکمه باشد یا اساساً طلاق ممنوع باشد؟
در اینجا باید به چند نکته توجه داشت*.
زن و مرد نظیر سرمایهدار و عامل مضاربه میباشند:
٢. کسانی که این سؤال را میکنند ازدواج را یک شرکت ساده زندگی [میپندارند] که دو نفر با سرمایههای متشابه (متساوی یا نامتساوی) تشکیل میدهند و از این رو [باید] اختیارات متشابه (و در زمینه تساوی سرمایه، اختیارات متساوی نیز) داشته باشند.
قوانین عادلانه شرکتها اینطور ایجاب میکند. اما باید دانست که از نظر اسلام ازدواج تشکیل شرکت ساده از طرف دو نفر با دو سرمایه نیست، بلکه یک طرف از نظر اسلام صاحب سرمایه شناخته نمیشود و آن مرد است، سرمایه اختصاص دارد به دیگری یعنی زن؛ نظیر مضاربه است که یکی سرمایهدار است و دیگری عامل. نمیگوییم زن سرمایه است و مرد عامل، بلکه میگوییم زن سرمایهدار است و مرد عامل. در شخصیت مستقل زن سرمایه زندگی مرد وجود دارد.
تشکیل طبیعی این شرکت به این نحو است که مرد محبت و علاقه داشته باشد و زن به محبت و علاقه او پاسخ بدهد، یعنی مرد محب باشد و زن محبوب و علاقه زن به مرد از نوع علاقه محبوب به محب خود باشد.
به تعبیر دیگر میتوانیم بگوییم هر دو سرمایهدار هستند.
سرمایه اصلی هر دو مهر و علاقه آنها به زندگی است، ولی این دو سرمایه مشابه یکدیگر نیست. هر دو متساویاً در مظهر علاقه به دیگری مثل دوتا دوست نمیباشند، بلکه سرمایه مرد علاقه ابتدایی به زن است و سرمایه زن علاقه ثانوی یعنی علاقه به علاقه مند خود است. زن چه شخصی را عمیقاً دوست دارد؟ آن کسی را که عمیقاً او را دوست داشته باشد. ساختمان طبیعی و احساسی زن اینطور است.
از این رو کلید این شرکت را طبیعت در اختیار مرد قرار داده