یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٤ - زن - حکومت و قوامت مرد بر زن
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٥، ص: ١٤٤
میانشان محبت و یگانگی نیست، نه چون محبت هست اجازه کتک نمیدهند. فرزند کتک پدر را و متربّی کتک مربی را تحمل میکند اگر بداند از روی محبت است نه از روی خودخواهی. فرق است میان کتکی که شریکی به شریکی به واسطه خودخواهی و منافع شخصی میزند، با کتکی که دوستی به دوستی به خاطر دوستی و تحکیم اساس دوستی میزند.
در عصر امروز کتک زن به مرد قابل تحمل است، چرا؟ زن از آن نظر که مرد را مظهر شوکت میداند، بهتر از مرد تحمل میکند. مرد در خود احساس حقارت میکند از این نظر، به خلاف زنی که از شوهر خود در مورد بجایی کتک بخورد.
١٥. در سخنرانی نهم مسجد دباغخانه گفتیم که از لحاظ سیر طبیعی، زن در مرحله اول شکارچی و جلب کننده محبت مرد است، در مرحله دوم پس از آنکه مرد او را دوست داشت به محبت مرد پاسخ میدهد، در این وقت است که اطاعت میکند.
١٦. اما اگر زن نشوز پیدا کرد، چه باید کرد؟ به محکمه باید رجوع کرد یا طلاق یا همین اقدامات.
١٧. میگویند چگونه است که اسلام مرد را که مدعی است، قاضی و مجری قانون هم شناخته است.
عین اشکال، در تأدیب پدر فرزند را نیز هست. جواب این است که این تأدیب، تأدیب دو فردی است که باهم یگانهاند، و فرق است میان دو فردی که خودیهای مستقل دارند و به واسطه منافعی باهم شرکت تشکیل میدهند و دو نفری که وحدت روحی دارند.
و ثانیاً در اینجا ایمان، خود بهترین ضامن است. فرق است میان اجازهای که دین میدهد (آنهم با این مراحل که اول نصح و موعظه است و بعد هجر در مضاجع و بعد کتک) و اجازهای که قانون میدهد.
١٨. در اینجا این مطلب باید گفته شود: فلاسفه اروپا- چنانکه در ورقههای تفاوت مرد و زن از کتاب انسان موجود ناشناخته و از کتاب لذات فلسفه نقل کردیم- به تفاوت غریزی جنس مرد و جنس