یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٣ - زن در اسلام
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٥، ص: ١٣٣
میگیرد. کانون آن علایق علاقه به خود و ناشی از خودپرستی است و این علایق ناشی از علاقه مستقیم به غیر است.
این علایق منشأ فداکاریها و گذشتها و رنج خود تحمل کردن و راحت غیر خواستن است، برخلاف آن علایق. علاقه انسان به فرزند بلکه علاقه حیوان به فرزند، از این قبیل است.
حیوان تنها با غریزه حب به ذات قادر به پرورش فرزند نیست:
حیوان تنها با غریزه حب به ذات نمیتواند هدفهای طبیعت را درباره نوع انجام دهد، از این رو مهارهای دیگری غیر از حب به ذات بر او زده شده است که به وسیله آن مهارها یک سلسله هدفهای دیگر را انجام دهد.
علایق دیگر طبیعی:
غریزه اخلاقی، غریزه مذهبی و دینی، غریزه فرزنددوستی، غریزه تأهل از این قبیل است. غریزه تأهل غیر از غریزه جنسی مطلق است که به هر حال هدفش دفع شهوت است.
علاقه مرد به زن منحصراً شهوی نیست:
اینها خیال کردهاند که به هر حال همیشه مرد به زن به آن چشم نگاه میکند که یک جوان عزب به یک زن هرجایی، مرد جز به چشم دفع شهوت و ارضای غریزه جنسی خود به زن نگاه نمیکند، در صورتی که غریزهای نظیر غریزه علاقه به فرزند در مرد و زن نسبت به یکدیگر است. روی فرضیه اینها باید به تناسب کم شدن شهوت و جمال، از علاقه زن و شوی به یکدیگر کاسته شود در صورتی که اینطور نیست.
مودت و رحمت در آیه قرآن غیر از شهوت جنسی است، علاقه تأهل است:
آیه کریمه قرآن آنجا که میفرماید: و من ایاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودة و رحمة نظر به علاقه جنسی ندارد، نظر به علاقه تأهل دارد، لهذا به مودت و رحمت تعبیر کرده نه به شهوت. فرق است بین مودت و رحمت و مهر و رقّت و بین طمع و شره و شهوت. بهتر این بود که مولوی نیز در این اشعار حکیمانه خود به این آیه تمسک میکرد نه به آیه زین للناس حب الشهوات من النساء ...، خصوصاً با توجه به اینکه آیه زین للناس لحن نکوهش دارد و آیه و من ایاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً ... لحن ستایش و تمجید