یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٨ - زن در اسلام
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٥، ص: ١٠٨
وجود ذهنی پیدا کند. انسان نمیتواند خود را تنها ببیند، نه او در یاد دیگران باشد و نه دیگران در یاد او. حب جاه از همین جا سرچشمه میگیرد.
احتیاج به محبت دیگران و محبت به دیگران:
بعضی اشخاص میگویند: من احدی را در این دنیا دوست ندارم. همچو کسی قطعاً بدبخت است. انسان هرچه با اجتماع حاضر و آینده آمیختهتر باشد خوشبختتر است. علت اینکه آدم بیاولاد فوق العاده ناراحت است، همان ذخیره محبت است. ذخیره محبت گاهی از یک مجرای انحرافی سر بیرون میآورد. بسیار دیده شده که افراد مجرد تا آخرعمر به گربه یا سگ عشق مفرط پیدا کردهاند (داستان مرحوم حاج آقا علی محمد نجف آبادی). افرادی که محبوبیت خود را از دست دادهاند چنان دچار رنج و عقده روحی شدهاند که احیاناً از خودکشی یا جنایت بر مردم- به جرم اینکه آنها او را دوست ندارند- سردرآوردهاند. آیه ان الذین امنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن وداً میرساند که محبت مردم نوعی پاداش دنیوی به اهل ایمان و صلاح [است] و یگانه راه کسب محبوبیت این است که انسان بر مبنای ایمان، عمل صالح و خیر انجام دهد. این است که علاقه و ارادت مردم را جلب میکند. حضرت ابراهیم دعا کرد که مردم به ذرّیهاش محبت بورزند: فاجعل افئدة من الناس تهوی الیهم. امام حسین علیه السلام چنین پاداشی را دریافت: و فی قلوب من والاه قبره.
هرچه محب و محبوب عالیتر باشد لذت بیشتر است:
تنها محبت خانوادگی کافی نیست؛ آدمی محتاج است که مردم و محیط را دوست داشته باشد و مردم و محیط، او را دوست داشته باشند. هرچه محبوب و محب عالیتر و لطیفتر باشد، هر اندازه مذکور و مذکورعنده پاکتر و منزهتر باشد لذت عالیتر است، بلکه محبت ناپاکان و پلیدان موجب پلیدی و کدورت روح است. عالیترین لذت محبت را آنها برده و میبرند که محبت خدا و اولیاء خدا را در دل دارند و مطمئنند که محبوب خدا و اولیاء خدا میباشند: فاذکرونی اذکرکم. شیخ بهایی میگوید: «کل من لم یعشق الوجه الحسن- قرب