ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٩٢ - ابن عباد- اسمعيل بن عباد
را كه آنجا بوده جمع كند و به نخستين فقيرى كه تصادفش نمايد بدهد، خادم نيز نخست بسيّدى نابينا كه از دست زنى گرفته بوده تصادف كرد، خواست كه آنها را بدو بدهد سيّد پرسيد كه چيست؟ گفت يك مخدّه ديبا و يك بستر ديبا است پس سيّد بيهوش افتاد، خادم قضيه را بعرض صاحب رسانيد صاحب امر باحضار آن سيّد داده و از وضع حالش استفسار نمود گفت دخترم را بديگرى تزويج كردهام، مدتى است اهتمام تمام دارم از نفقات ضرورى و قوت لا يموت خودمان اضافه كرده و جهازيهاى براى او تهيه كنم تا ديشب اين زن كه مادرش ميباشد اظهار داشت كه براى جهازيه، يك مخدّه ديبا و يك بستر ديبا هم ضرور است همينكه عدم قدرت مالى را اظهار كردم خصومتى مابين من و او واقع شد، همينكه اين خادم، آن مخدّه و بستر را داد از كثرت تأثر حال غشوه و بيهوشى دامنگيرم گرديد. صاحب فرمود براى مخدّه ديبا چيزهاى ديگرى نيز لازم است كه مناسب آن باشد لذا حسب الامر، جهازيه مكمّلى تهيه شد، داماد نيز احضار و با عطيه كاملى مفتخر گرديد.
صاحب حديث و علوم دينيّه را از پدر خود و ديگر اكابر وقت اخذ كرد، انشا و فنون شعرى و ادبى را هم از احمد بن فارس نحوى لغوى صاحب مجمل و عباس بن محمد نحوى ملقّب به عرام و ابن العميد آتى الذكر وزير معروف ركن الدولة و ديگر اكابر وقت فراگرفت بجهت كثرت مصاحبت و ملازمت حضور ابن العميد او را صاحب ابن العميد ميگفتند، پس از تصدى مقام وزارت نيز لفظ صاحب بواسطه كثرت استعمال لقب مشهورى وى گرديد و يا صاحب گفتن او بجهت آن بوده كه از كودكى مصاحب مؤيد الدولة و از طرف او ملقّب به صاحب بوده است. بهرحال اولين وزيرى است كه بهمين لقب صاحب ملقّب بوده و بعد از او لقب رسمى وزراى وقت گرديد و از آن رو كه تمامى امور سياسى و مهمّات كشورى فخر الدولة را كفايت كرده و بطور اكمل انجام مىداد به لقب كافى الكفاة هم ملقّب بوده است. عالم بيانى شيخ عبد القاهر جرجانى و ابو على حسن بن قاسم رازى صاحب مبسوط در لغت و بسيارى از اجلّاى وقت نيز از تلامذه صاحب بودهاند.