ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٠ - مقدمه
سپهسالار قديم تهران منزوى شد و بكفاف قناعت كرده و با حداقل وسايل از لحاظ كمّ و كيف زندگى نمود و بحال صاحبان مقامات ظاهرى و ثروت غبطه هم نكرد، همتى بلند و عزمى راسخ و نظرى وسيع و روحى بزرگ و زبانى شاكر و قلبى راضى داشت، بر موانع و مشكلات غلبه ميكرد؛ جامع معقول و منقول و داراى ذوق عرفان بود، در غالب علوم زمان خود از هيئت و نجوم و فلسفه و رياضيّات و تاريخ و جغرافى و معانى و بيان و بديع و ديگر علوم ادبى فارسى و عربى مطالعات و تحصيلات كافى داشت و در اكثر اين علوم، حواشى و تعليقاتى دارد كه ضمن تأليفات وى ذكر نشده است؛ از هردرى كه سخن گفته ميشد چون دريا موج ميزد، بحر ذخّارى بود مملوّ از درر و گوهرهاى گرانبهاى علوم و معارف متنوعه.
با وجود مراتب فضل و كمال، بسيار متواضع و فروتن و مؤدّب بود حتى با اولاد و زيردستان خود نيز با نهايت ادب رفتار ميكرد، ميل آنان را بر ميل و اراده خويش ترجيح ميداد؛ بدانشمندان و ارباب فضيلت احترام فراوان ميكرد، داراى سعهصدر و حضور ذهن و طبعى كريم و دستودلباز و عاشق محبت و تقوى و دانش بود؛ هرجا صحبت علمى ميشد همه چيز را فراموش ميكرد، در برابر شدائد و ناملايمات، از صابرين و در مقابل نعمت، از شاكرين بود، در مدت عمرش هيچگاه از وضع و قسمت و تقدير شكايتى از وى شنيده نشد و درست مصداق اين كلام حكيم دانشمند جليل القدر مولانا سبزوارى بود:
و بهجة بما قضى اللّه رضا |
و ذو الرضا بما قضى ما اعترضا |
|
عن عارف عمر سبعين سنه |
ان لم يقل راسا لاشيا كائنه |
|
يا ليت لم تقع و لا لما ارتفع |
مما هو المرغوب ليته وقع |
|