ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٥٨ - ابن النواحة- عباد بن حرث
ولى در اعيان الشّيعه اين عقيده را خبط بزرگ شمرده و آن دو كتاب را بطور قطع تأليف همين صاحب ترجمه دانسته و گويد كه اصلا معلوم نيست كه صاحب ترجمه نوهاى بدان اسم داشته باشد و بعد از اين جمله مؤيداتى براى اين موضوع مذكور داشته كه ذكر آنها موجب اطناب است.
سال وفات صاحب ترجمه بدست نيامد، لكن با محقّق (متوفّى بسال ٦٧٦ ه ق) و نظائر وى معاصر بود و از بعضى نقل شده كه وفات او در حدود ششصد و هشتادم هجرت وقوع يافته است. (ذريعه و ص ١٤٥ ت و ١٣٧ ج ١٧ عن و ٩٤ هب)
ابن نما- محمد
- بن جعفر بن هبة اللّه بن نما، يا محمد بن جعفر بن محمد بن نماى حلّى، مكنّى به ابو جعفر يا ابو ابراهيم، ملقّب به نجيب الدين، معروف به ابن نما، از افاضل علماى اماميّه قرن هفتم هجرت ميباشد كه فقيه محقّق جليل القدر و علّامه زمان خود بوده و مصنّفاتى بدو منسوب است. پدر ابن نماى صاحب مثير الاحزان مذكور فوق، از اساتيد و مشايخ اجازه محقّق حلّى و شيخ يوسف پدر علّامه حلّى و نظائر ايشان بود، او نيز از ابن ادريس حلّى سابق الذكر و بعضى از اكابر ديگر اجازه داشت و لفظ ابن نما در صورت اطلاق و نبودن قرينه بدو منصرف ميباشد.
وفاتش بعد از مراجعت از زيارت روز غدير نجف بسال ششصد و چهل و پنجم هجرت در حدود هشتاد سالگى در حلب واقع شد، جنازهاش بكربلاى معلّى نقل گرديد و ابن العلقمى و ديگران مراثى بسيارى در حق وى گفتهاند.
(ص ٢٥٤ هب و ١٤٥ و ٦٠٣ ت و غيره)
ابن نمير
در اصطلاح رجالى، عبد اللّه بن نمير و پسرش محمد هردو از علما و محدّثين عامّه ميباشند.
ابن النواحة- عباد بن حرث
- از بنى حنيفه ميباشد كه مردمرا بطرف مسيلمه كذّاب دعوت مىكرد و براى دعوت بحضور حضرت رسالت ص نيز رفت و آن حضرت بدو فرمودند: لو لا ان الرسل لا تهاج لقتلتك. (كذا فى صع)