ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٨٢ - بنى اميه
گويند كه در حين ولادت اين دو برادر، انگشت و يا پيشانى يكى چسبيده بپيشانى ديگرى بود و چون خواستند كه از همديگر جدا سازند خون بسيارى جارى شد و اين قضيه را بفال خوش نشمردند بلكه مقدمه و علامت عداوت و خونريزى مابين نسل اين دو برادر داشتند. بنابراين، بنى اميّه معروف كه در السنه داير و از تخمه همين اميّه مذكور ميباشند از قريش بوده و نسب بدان طايفه رسانند و جوهرى نيز بهمين معنى تصريح كرده است. ولى بعقيده بعضى از ارباب سير، اميّه، پسر عبد شمس نبوده بلكه دعىّ و پسرخوانده او بوده است و منسوب داشتن بنى اميّه به قريش از همين راه ميباشد و الّا در حقيقت از قريش نبوده و رومى الاصل هستند و اين رسم و روش پسرخواندگى از عادات معموله عرب بوده است. چنانكه زيد بن حارثه كلبى را بعد از اسير كردن بحضرت رسالت ص منسوب داشته و زيد بن محمد ميگفتهاند، مجلسى نيز در جلد ششم بحار الانوار خود همين عقيده را تأييد مينمايد.
بعد از اين مقدمه گوئيم بنى اميّه از نسل همين اميّه ميباشند و در دوره مقدسه اسلامى دو دولت از ايشان تشكيل يافته كه مقرّ حكومت يكى از ايشان شام و ديگرى اندلس بوده است.
بنى اميه شام- اوّلشان معاوية بن ابى سفيان ميباشد كه بحضرت امير المؤمنين ع بيعت نكرد، بعد از شهادت آن حضرت بمسند خلافت غاصبانه نشسته و سيزده تن ديگر نيز بعد از او بهمين قرار حكمران ممالك اسلامى بودهاند و اسامى و تاريخ جلوس ايشان موافق جدول ذيل است:
١- معاوية بن ابى سفيان ٤١ ه
٢- يزيد بن معاويه ٦٠ ه
٣- معاوية بن يزيد ٦٤ ه
٤- مروان بن حكم ٦٤ ه
٥- عبد الملك بن مروان ٦٥ ه