ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٨٣ - ابن المارستانية- عبيد اللّه
ابن ماء السماء ابن ماء المزن
اولى عمرو بن عامر بن حارثة بن امرؤ القيس و دويمى نعمان بن منذر لخمى كه هردو در سخاوت ضرب المثل هستند.
ابن ماجه- محمد
- بن يزيد بن ماجه قزوينى، مكنّى به ابو عبد اللّه، معروف به ابن ماجه، از مشاهير و اكابر حفّاظ محدّثين عامّه ميباشد كه از ائمّه علم حديث محسوب و در تمامى شعب آن بالاطراف دانا و متفرّد بود. براى تكميل آن علم شريف به رى و مصر و عراق و شام و مكّه و بغداد و بصره و كوفه مسافرتها كرد، از اكابر مشايخ استماع احاديث شريفه نبويّه نمود و يكى از اصحاب صحاح سته عامّه بوده است. كتاب سنن او كه به سنن ابن ماجه معروف و در دهلى و قاهره چاپ شده ششمين صحاح سته مذكوره ميباشد.
در تاريخ و تفسير نيز يد طولى داشته و از تأليفات او است:
١- تاريخ قزوين كه مولدش بوده است ٢- تفسير قرآن مجيد كه به تفسير ابن ماجه معروف است ٣- السنن كه به سنن ابن ماجه معروف است و مذكور شد. در بيست و دويم رمضان دويست و هفتاد و سيّم هجرت در شصت و چهار سالگى درگذشت و بنوشته قاموس، ماجه نام جدّ او نبوده بلكه لقب پدرش بوده است.
(ص ٨٤ هب و ٢١٠ ج ٢ ع و ٥٩ ج ٢ كا و ٦٦٣ ج ١ س و غيره)
ابن المارستانية- عبيد اللّه
- يا عبد اللّه بن على، مكنّى به ابو بكر، معروف به ابن المارستانية، از فحول اطبّاى اواخر قرن ششم هجرت ميباشد كه هردو قسمت علمى و عملى طب را نزد اساتيد كبار بغداد تكميل نمود تا مدير و مدرّس و رئيس و حكيمباشى بيمارستان عضدى بغداد گرديد. در تاريخ و حديث و ادبيّات و فنون حكمت و فلسفه نيز بصيرتى بسزا داشته و در سال پانصد و نود و نهم هجرت بسمت سفارت بتفليس رفت و در اثناى مراجعت، در موضعى حجر يا جيرخ بند نامى درگذشت و از آثار قلمى او تاريخ بغداد موسوم به ديوان الاسلام بوده و با تمامش موفق نگرديده است.
(ص ٦٦٣ ج ١ س و ٢٥ ج ٣ مه و غيره)