ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٩٩ - ابن المرحل- محمد بن عمر
از مشاهير محدّثين قرن سيّم هجرت، از مشايخ روايت بخارى و احمد بن حنبل و ابو حاتم رازى و نظائر ايشان، داناترين مردم باحاديث حضرت رسالت ص و مرجع حل اشكال اختلافات اهل حديث بود، سفيان بن عيينه كه يكى از مشايخش ميباشد او را بجهت تبحّر در خباياى حديث حية الوادى ميناميد. ابن المدينى در بغداد اظهار تسنّن كرده و در بصره اظهار تشيّع مينمود، در اواخر عمر بقدم قرآن معتقد و قائل بحدوث آن را تكفير ميكرده است. در ماه ذيقعده دويست و سى و چهارم هجرت درگذشت.
(ص ٤٥٨ ج ١١ تاريخ بغداد)
ابن مراد يا ابن مرار
در اصطلاح رجالى اولى اسمعيل بن مراد يا مرار و دويمى اسحق بن مرار را نيز گويند كه بعنوان ابو عمرو اسحق مذكور است.
ابن المراغة- جرير بن عطيه
- كه بهمين عنوان جرير در باب اوّل مذكور است.
ابن المراغى- محمد بن جعفر
- بن محمد همدانى، مكنّى به ابو الفتح، معروف به ابن المراغى، اديبى است نحوى لغوى محدّث عامى و كتاب البراعة كه برويه كامل مبرّد ميباشد تأليف او بوده و در سال سيصد و هفتاد و يكم هجرت زنده بوده است.
(ص ١٥٢ ج ٢ تاريخ بغداد)
ابن مرج- محمد بن ادريس
- مكنّى به ابو عبد اللّه، ملقّب به كحل، معروف به ابن مرج، از مشاهير ادبا و شعراى اندلس ميباشد كه با زىّ و قيافه اهل باديه مشهور، اشعارش لطيف و دلنشين بوده و از او است:
مثل الرزق اللذى تطلبه |
مثل الظل اللذى يمشى معك |
|
انت لا تدركه متبعا |
و اذا وليت عنه تبعك |
|