ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٨١ - ابن لنكك- محمد بن محمد
ابن لره يا ابن لزه
- بندار يا منداد بن عبد الحميد لغوى اصفهانى كرجى، يا كرخى عراقى، مكنّى به ابو عمرو، معروف به ابن لره (لزه خ ل) نخست در كرج مقيم بوده و اخيرا در عراق عرب توطّن نمود، با مبرّد مواخات داشت، از مبرّزين علم لغت، در روايت و حفظ اشعار متفرّد، از تلامذه ابو عبيده قاسم بن سلام سابق الذكر و اساتيد ابن كيسان، در نقل دواوين شعرا وحيد عصر و اغلب اشعار جاهليّت و اسلام را حافظ بود بلكه هفتصد يا نهصد قصيده را در حفظ داشته كه اوّل همه آنها (بانت سعاد) بوده است. در نحو نيز جامع آراء بصريّين و كوفيّين بود، هرهفته در مجلس متوكّل دهمين خليفه عباسى (٢٣٢- ٢٤٧ ه ق- رلب- رمز) با ادبا و نحويّين وقت حاضر ميشد. جامع اللغة و معانى الشعر و شرح معانى الباهلى از تأليفات او است و ظاهرا لفظ لره يا لزه لقب پدر بندار بوده و وجه آن و سال وفاتش بدست نيامد.
(ص ١٣٦ ت و ١٢٣ ف و ١٢٨ ج ٧ جم و غيره)
ابن لسان يا ابن لسان الحمرة
بعنوان ابو الكلاب در باب دويم نگارش داديم.
ابن لنكك- محمد بن محمد
- بن جعفر بن لنكك بصرى، اديب شاعر، مكنّى به ابو الحسين يا ابو الحسن، معروف به ابن لنكك، از شعراى ادباى قرن چهارم هجرت ميباشد كه بجهت كساد متاع و عدم مساعدت روزگار اكثر اشعار او در شكايت از زمان و اهل زمان و هجو شعراى زمان خود بود، خصوصا در هجو و ذمّ دو معاصرش متنبّى (متوفى بسال ٣٥٤ ه ق- شند) و ابو رياش (متوفى بسال ٣٣٩ ه ق- شلط) سابقى الذكر و بالخصوص در پرخوارى و بىادبانه و متنفرانه طعام خوردن ابو رياش (چنانچه در شرح حالش اشاره شد) اشعار بسيارى سروده و از او است:
جار الزمان علينا فى تصرفه |
و اى دهر على الاحرار لم يجر |
|
عندى من الدهر مالو ان ايسره |
ملقى على الفلك الدوار لم يدر |
|