ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٦١ - بنت خداويردى
بنت الجواد- حكيمه
- دختر حضرت امام محمد تقى الجواد، عالمه فاضله كريمه نجيبه تقيه رضيه، قبر شريفش در سامرّا تحت قبّه عسكريّين است. موافق آنچه از بحار مجلسى و وحيد بهبهانى نقل شده جاى تعجب است كه مردم با آنهمه فضل و جلالت و تقرّب ائمّه ع و محرم اسرار ايشان بودن و حضور يافتن آن مخدّره وقت ولادت حضرت ولىّ عصر و تشرّف دائمى او بخدمت آن بزرگوار در حال حيات حضرت عسكرى ع و مفتخر بودن او بمقام سفارت بعد از وفات آن حضرت بزيارت آن خاتون معظّمه توجهى نداشته بلكه اكثر در باب انساب و سير بذكر نام نامى آن مخدّره پرداختهاند. (تنقيح المقال)
بنت الجودى
دختر جودى بن ابى عمرو عدى غسانى ميباشد كه در حسن جمال شهرت زياد داشت، وقتى كه جودى از طرف قيصر روم حاكم دمشق بوده عبد الرحمن بن ابى بكر بقصد تجارت بشام رفت، آن دختر را ديده و شيفته جمال وى شد، اشعار عاشقانه بسيارى در حق وى سرود و عاقبت در موقع فتح شام همان دختر از بابت سهم عنائم نصيب عبد الرحمن گرديد.
(ص ٧٩ ج ١ خيرات و ١٣٥٧ ج ٢ س)
بنت الحسن- خديجه
- دختر حسن بن على بن عبد العزيز، زنى است عالم صالح متّقى قارى حافظ قرآن، همواره بفقه و روايت حديث اشتغال داشت، از استاد خود احمد بن موازينى اجازه گرفته و در ششصد و چهل و يكم هجرت درگذشت.
(ص ١١٣ ج ١ خيرات)
بنت خداويردى
دخترى بود كه بسال ششصد و بيست و چهارم هجرت در اسكندريّه ظاهر شد، خلقتا دست و بازو نداشت، پستانهايش مثل پستان مرد بود، قلم را بپاى خود گرفته و مينوشت و از عهده نگارش مرام خود بخوبى درمىآمد و يكى از وزراى مصر بعد از احضار و مشاهده هنر وى وظيفهاى براى او مقرّر داشت.
گويند قبر او هنوز در اسكندريّه باقى و موقوفه دارد و او را بيدست نيز گويند.