ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٤٦ - ز- ام المؤمنين- خديجه
وفات خديجه پس از آنكه در حدود بيست و پنج سال در برج آفتاب رسالت ص زندگانى كرد، سه يا چهار يا پنج سال پيش از هجرت، سه روز بعد از وفات حضرت ابو طالب در شصت و پنج سالگى در مكّه معظّمه واقع و در كوه حجون نامى مدفون گرديد.
ناگفته نماند كه بنابر مشهور (چنانچه اشاره شد) مزاوجت حضرت رسول ص و خديجه در حال بكارت آن مخدّره واقع نشده بلكه آن حضرت، زوج سيّميش بوده است، لكن سيد مرتضى از علماى خاصّه و بعضى ديگر از عامّه مخالفت كرده و گويند كه مزاوجت ايشان در حال بكارت وقوع يافته و مجلسى نيز در بحار تأييداتى براى آن ذكر كرده و انسب موكول داشتن تحقيق مطلب بكتب تواريخ و سير است.
تذكّر دادن مقدمه اين ازدواج مقدّس خالى از بعض فوائد و مزايا نيست اينك گوئيم جناب خديجه با ثروت خود بطور قراض و مضاربه تجارت ميكرد چنانچه مقدارى از مال خود را باشخاص آبرومند ميداده كه با آن مال تكسّب و تجارت كنند و منافع آن را با سهام معينى بين خودشان تقسيم نمايند تا آنكه صدق و امانت، عظمت و درستكارى، كرم اخلاق محمد بن عبد اللّه ص مسموعش شد و آن نحوه تجارت را بدان بزرگوار پيشنهاد كرده و اظهار داشت كه دو مقابل آنچه را كه بديگران ميداده با يك غلام ميسره نامى بدان حضرت خواهد داد، آن حضرت نيز قبول كرده و با ميسره و مال التجاره بشام رفت، در سايه درختى نزديكى منزل راهبى نزول فرمود، راهب كه و كجائى بودن او را از ميسره استفسار نمود گفت مردى است از قريش از اهل حرم، راهب گفت زير اين درخت كسى غير از پيغمبر نزول نكرده است.
آن حضرت مال التجارههاى خود را كه از مكّه آورده بوده فروخت، كالاى ديگرى خريده و بمكّه مراجعت نمود خديجه آن كالا را تقريبا با منافع مضاعف فروخته و ميسره هم قضيه راهب را بخديجه بيان كرد خديجه نيز پيغام داده و طالب و راغب بودن ازدواج با آنحضرت را محض بجهت شرافت و امانت و حسن اخلاق و درستكارى و قرابت (كه نسب ايشان در قصى بن كلاب چهارمين جدّ آن حضرت بهم مىپيوندد) اظهار داشت،