ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٨٦
هارون، جبّه خزى را توى ظرف عطر تاشده و توأم با عطرياتش ديد آن نايره غضب خاموش شد و على را با انعام مهمّ ديگرى مفتخر و بعودت دادن خز امر كرد و گفت ديگر سعايت هيچكس را درباره تو باور نخواهم داشت. آن غلام سعايتكننده را نيز محكوم بهزار تازيانه نمود و او در حدود پانصد تازيانهاش كه زدند مرده و بكيفر سعايت و نميمه خود رسيد و صدق و سرّ كلام حقائق انتظام حجّة الاكبر حضرت موسى بن جعفر ع بظهور پيوست.
(كتب رجاليه و اطلاعات متفرقه)
ختامه مسك هزاران سپاس بىپايان كه بتأييدات خداوندى اين تأليف ناچيز نگارنده باسم سامى حضرت امام موسى بن جعفر عليه و على آبائه الطيبين و ابنائه الطاهرين افضل الصلوات و اكمل التحيات بپايان رسيد.
لا اسئلكم عليه اجرا الا الاصلاح ما استطعتم
١ (*)( چاپ اين كتاب در ذى الحجه سال ١٣٧٨ هجرى قمرى باتمام رسيده و ١٢٩ صفحه ميباشد).
٢ ( ١)- در چاپ اخير، كليه اين كتاب در هشت مجلد تمام ميشود: مجلدات اول تا ششم مخصوص القاب و هفتم و هشتم مخصوص كنيهها ميباشد.
٣ ( ١)- در چاپ اخير: صفحه ٢٦٩- ٢٧١ جلد پنجم.
٤ ( ١)- ابن شاذان- در اصطلاح رجالى، فضل بن شاذان ميباشد كه ترجمه حال او فوقا مذكور ميشود.
٥ ( ١)- ابن شهاب- در اصطلاح رجالى عبد الرحمن بن ابى ليلى و محمد بن شهاب كه چند نفر است و بعضى از ايشان را تذكر ميدهد.
٦ ( ١)- ابن طاوس- در اصطلاح رجالى و ارباب تراجم، عنوان مشهورى هريك از افراد خانواده جليله آل طاوس ميباشد كه اكثرشان از مفاخر علماى شيعه بودند. سرسلسله ايشان ابو عبد اللّه سيد محمد علوى فاطمى حسنى، ملقب به طاوس ابن اسحق بن حسن ابن محمد بن سليمان ابن داود ابن حسن مثنى ابن امام حسن مجتبى ابن على بن ابيطالب ميباشد كه در سوراء و عراق نقيب الاشراف و نقيب النقباء بوده و حله و نيل و كربلا و نجف را از صدمات و غارات و حملات مغول نجات داده است. لقب طاوس هم بجهت زيبائى صورت او بوده و عقيده بعضى آنكه طاوس نام اصلى وى بوده است.-- پدرش اسحق نيز سيدى بوده زاهد عابد، در هرشبانهروز هزار ركعت نماز مىخواند، نصف آن از طرف خود و نصف ديگر از طرف پدرش. در اينجا بعضى از مشاهير اين خانواده را باندازه مساعدت وسائل موجوده خاطرنشان مينمايد. ناگفته نماند كه داود جد چهارم سيد محمد علوى فوق برادر رضاعى حضرت صادق ع بوده كه مادرش فاطمه، از شير داود بآن حضرت داده و آن حضرت نيز عمل استفتاح را كه بعمل ام داود مشهور و در كتب ادعيه مذكور است براى خلاصى داود از زندان منصور بهمين بانوى مخدره تعليم فرموده است.
٧ ( ١)- ابن طباطبا- عنوان مشهورى بعضى از اكابر ميباشد كه برخى از ايشان را مىنگاريم و مجملى هم از شرح لفظ لقب طباطبا را( كه لقب جد عاليشان بوده) در باب اول تحت عنوان طباطبا نگارش دادهايم.
٨ ( ١)- ابن العديم- موافق آنچه ضمن عنوان بنى ابى جراده از خاتمه كتاب تذكر خواهيم داد بنى العديم عنوان مشهورى خانوادهايست از بطون و شعب خانواده بنى ابى جراده، هريك از افراد ايشان بابن العديم معروف و در اينجا بشرح حال اجمالى بعضى از ايشان ميپردازيم و وجه تسميه را نيز ضمن شرح حال ابن العديم عمر، تذكر خواهيم داد.
٩ ( ١)- ابن قولويه- در اصطلاح رجالى عنوان مشهورى جعفر بن محمد بن جعفر بن موسى بن قولويه و پدرش محمد بن جعفر و برادرش على بن محمد ميباشد و لكن در صورت اطلاق و نبودن قرينه باولى منصرف است و موافق آنچه از ايضاح علامه نقل شده لفظ قولويه بضم قاف و لام و فتح واو است.
١٠ ( ١)- ابن القيسرانى- عنوان مشهورى دو نفر از اكابر ميباشد كه ذيلا مينگارد و قيسرانى منسوب به قيسريه است از بلاد شام در ساحل دريا.
١١ ( ١)- اينجانب عين همان نسخه خطى را در كتابخانه جناب آقاى حاجى حسين نخجوانى ديدهام حضرت علامه شهير معاصر آية اللّه العظمى آقاى سيد شهاب الدين نجفى نزيل قم كثر اللّه امثالهم اين شرح را با خط شريف خودشان در اول كتاب مزبور مرقوم داشتهاند كه براى تكثير فائده عينا در اينجا نقل مىنمايد( مخفى نماند كه قبر حافظ حسين در دامنه جبل قاسيون دمشق ميباشد وفات او بنابر آنچه در مجموعهاى بخط مرحوم والد است( ٩٩٤) واقع شده و او را تأليفات بسيارى است از جمله كتاب مزارات الشام- سفرنامه حجاز- مثنوى تفسير قرآن بمذاق عرفا و تمام نشده و اعقاب-- او خانوادهاى هستند در شام غالبا در محل خراب ساكن هستند و او را مشايخ و اساتيدى بوده در حديث و طريقت و ساير علوم و سنين عديده حقير مشتاق بودم اين كتاب را زيارت كنم كه بحمد اللّه موفق شدم بمطالعه آن من البدو الى الختم و الحق تأليف بسيار نفيسى است و مشحون بفوائد و السلام خير ختام شهاب الدين الحسينى النجفى المرعشى ١٣٦٧) انتهى.
اخيرا دانشمند بزرگوار و محقق گرانمايه بلندپايه آقاى ميرزا جعفر سلطان القرائى همين كتاب را با كمال دقت و اسلوب كمنظير بنحويكه مقتضاى اطلاعات وسيع و تحقيقات استادانه ايشان است تصحيح و با علاوه كردن نكات و حواشى سودمند بچاپ رساندهاند.
« ناشر»
١٢ ( ١)- هبى خطاب به معشوقه يا ساقيه مجلس است يعبى بيدار باش. صحن قدح بزرگ.
فاصبحينا يعنى ما را شراب صبوحى بده. اندرين يا اندرون دهى است در شام يا حلب.
١٣ ( ٢)- مشعشعة شراب ممزوج بآب. حص زعفران و يا نباتى است كه گل آن سرخ شبيه به زعفران است. سخينا بمعنى گرم و حال است از فاعل خالط و يا جمع متكلم و از سخاوت است.
١٤ ( ٣)- تجور يعنى منحرف ميسازد. لبانة بضم اول حاجت و هوا و خواهش نفس. يلين فعل مضارع از لينت و نرمى است.
١٥ ( ١)- ابن ماسويه- در دوره خلافت عباسى چهار تن از اطباى نامى بهمين عنوان ابن ماسويه معروف، همه ايشان به بنى ماسويه مشهور و پدرشان ماسويه نيز از اطباى سريانى بوده و در بيمارستان جندىشاپور بمعالجه و دواسازى اشتغال داشته است. با اينكه حرفى از علم طب نخوانده بود ولى در اثر تجربه و كثرت مواظبت عملى بصيرتى بسزا در معالجه داشت و عاقبت در سلك اطباى دربار هارونى منسلك شد و هريك از فرزندانش جرجيس و عيسى و ميخائيل و يوحنا نيز در دربار خلفاى وقت داراى مقامى عالى بوده و در تراكيب ادويه مجرباتى داشتهاند كه در كتب طبى نقل است. چون تأليفاتى به عيسى و يوسف پسران ماسويه منسوب دارند اينك محض استيناس حال مؤلف آنها شرح حال اجمالى ايشان را تذكر ميدهد.
١٦ ( ١)- ابن مسعود- در اصطلاح رجالى عبد اللّه بن مسعود صحابى مذكور ذيل و محمد بن مسعود عياشى سابق الذكر است.
١٧ ( ١)- ابن معيه- عنوان مشهورى هريك از افراد خانواده بزرگى است از اجلاى سادات حسنى كه نسب ايشان بحضرت امام حسن مجتبى ع موصول ميشود. معيّه دختر محمد بن جاريه نام مادر يكى از اجدادشان ابو القاسم على بن حسن بن حسن بن اسمعيل ديباج بن ابراهيم عمر بن حسن مثنى ابن امام حسن مجتبى ع بوده اينك خود ابو القاسم مذكور و هريك از اعقاب او به ابن معيه معروف و خانوادهشان هم به بنى معيه شهرت يافته است و در اينجا بعضى از ايشان را تذكر ميدهيم.
١٨ ( ١)- ابن النديم- در اصطلاح رجالى، احمد بن ابراهيم بن اسماعيل بن داود بن حمدون، از مشايخ اهل لغت و هم محمد بن اسحق ميباشد و در صورت نبودن قرينه بدويمى منصرف و ما هم بشرححال وى ميپردازيم.
١٩ ( ١)- ابن نما- موافق آنچه در تنقيح المقال از بعضى اجازات و بعضى از كلمات مجلسى استظهار كرده با هرسه حركه نون است. در روضات هم گويد با تخفيف و سه حركه نون و يا فقط بكسر آن چنانچه از اساتيد مسموع شده، از رياض العلما نقل است كه بعضى از فضلا بفتح نون و تشديد ميم و الف ممدوده ضبط كردهاند ولى آنچه از مشايخ مسموع شده با فتح و ضم نون و تخفيف ميم است.
بهرحال اين عنوان ابن نما در اصطلاح رجالى بچندين كس اطلاق ميشود كه تماما از علما و فقها و محدثين اماميه هستند و ظاهرا در صورت نبودن قرينه منصرف به محمد بن جعفر بن هبة اللّه است كه مذكور ميشود. ١- احمد بن محمد بن جعفر بن هبة اللّه ابن نما ابن على بن حمدون حلى ٢- جعفر بن محمد بن جعفر بن محمد بن جعفر بن هبة اللّه ٣- جعفر بن محمد بن جعفر بن هبة اللّه-- بن نما ملقب به نجم الدين ٤- جعفر بن نما كه همان جعفر بن محمد مذكور بوده و ظاهر تنقيح المقال آنكه غير او است ٥- جعفر بن هبة اللّه بن نما ٦- حسن بن احمد نظام الدين بن محمد نجيب الدين ملقب به جلال الدين و مكنى به ابو محمد كه از مشايخ روايت شهيد اول است ٧- على بن على بن نما ٨- محمد بن جعفر بن نماى معروف به ابن الابريسمى و ملقب به شمس الدين ٩- محمد بن جعفر بن هبة اللّه بن نما ١٠- محمد بن نما و ظاهرا يكى از دو محمد بن جعفر مذكورين بوده و در صورت عدم قرينه مراد دويمى ميباشد ١١- هبة اللّه بن نماى حلى مكنى به ابو البقاء يا ابو التقى كه از علماى اواسط قرن ششم هجرت بوده و در سال پانصد و شصت و پنجم هجرت از او روايت شده و نام اصليش محمد و هبة اللّه لقب او است و غير اينها كه در بعضى موارد به بعضى ديگر از احفاد و افراد خانواده آل نما نيز ابن نما گويند.
٢٠ ( ١)- ابن هشام- بر وزن كتاب، عنوان مشهورى جمعى از ادبا و ارباب كمال ميباشد و در اينجا بعضى از ايشان را باندازه مساعدت منابع موجوده تذكر ميدهيم و در صورت اطلاق و نبودن قرينه منصرف به عبد اللّه بن يوسف صاحب مغنى اللبيب معروف بوده و در غير او محتاج بتصريح و توضيح و قرائن خارجيه است.
٢١ ( ١)- ابن هلال- در اصطلاح رجالى بفرموده وافى محمد بن عبد اللّه بن هلال است.
٢٢ ( ١)- ام جميل- موافق آنچه از ابن اثير نقل شده كنيه هشت تن از صحابيات نسوان بوده و در اينجا بعضى از ايشان را تذكر خواهيم داد.
٢٣ ( ١)- ام الحسن- در اصطلاح رجالى شيعه با وصف نخعيه، از محدثين شيعه ميباشد و بىوصف مذكور دختر عبد اللّه بن محمد بن على بن الحسين است و بنوشته خيرات حسان يكى از بنات طاهرات هريك از حضرت امام حسين و على بن الحسين ع نيز كنيه ام الحسن داشته و اسم هيچيك از اينها بدست نيامد و در اصطلاح رجالى عامه نيز فاطمه بنت احمد و بعضى ديگر از محدثين است.
٢٤ ( ١)- ام سلمه- كنيه يكى از دختران هريك از حضرت امام حسين و امام سجاد و امام باقر-- و امام كاظم عليهم السلام و دختر حضرت باقر ع نامش زينب بود و يا خود ام سلمه مجهول الاسم بوده و زينب دخترى ديگر غير او است. ام سلمه يكى ديگر از ثقات محدثين هم هست كه ابن ابى عمير بواسطه او از حضرت صادق ع روايت كرده است و او مادر مهاجر و يا محمد بن مهاجر بوده اينك او را ام مهاجر هم گويند.( تنقيح المقال و ص ٤٧٠ ج ١٣ عن)
٢٥ ( ١)- ام عمرو- كنيه چند تن از نسوان صحابه و هم كنيه جندب بن عمرو زن عثمان بن عفان بوده است. از كثرت حماقتى كه داشته خنفسا را در دهان گذاشته و براى اينكه معما گفته باشد از مردم سؤال مىكرد كه در دهان من چيست.
٢٦ ( ١)- ام عيسى- كنيه يكى از صحابيات نسوان و نيز كنيه دختر هادى خليفه عباسى زن مأمون و يكى هم دختر عبد اللّه و از اصحاب امام صادق ع بوده است.
٢٧ ( ١)- ام الكرام- كنيه يكى از بنات طاهرات حضرت على ع و يكى ديگر هم از نسوان اصحاب، ديگرى نيز از مشاهير محدثين نسوان ميباشد كه زن ابن حجر عسقلانى است و نام هيچكدام بدست نيامد.( ص ٥٦ ج ١ خيرات و ١٠٣٧ ج ٢ س)
٢٨ ( ١)- ام كلثوم- كنيه چند تن از نسوان صحابه بوده كه يكى از ايشان دختر ابو بكر ميباشد، نيز كنيه يكى از بنات طاهرات حضرت رسالت ص و دو تن از بنات حضرت على ع و يكى ديگر از بنات هريك از حضرت حسين بن على و على بن الحسين ع و دو تن هم از بنات طاهرات حضرت موسى بن جعفر است كه بقيد كبرى و صغرى از همديگر امتياز يابند و نام اصلى هيچكدام بدست نيامد و شايد نام اصلى هم همين ام كلثوم باشد. نيز كنيه دختر محمد بن عثمان سفير دويم حضرت ولى عصر عجل اللّه فرجه و كنيه دختر عبد اللّه بن جعفر بن ابيطالب كه مادرش حضرت زينب كبرى و زوجه عموزادهاش قاسم بن محمد بن جعفر بوده است. همچنين كنيه جمعى وافر ديگر بوده و اينك چندى از ايشان را تذكر خواهيم داد.
٢٩ ( ١)- ام محمد- در اصطلاح رجالى و تراجم كنيه حضرت صديقه طاهره ع( چنانچه در خزينة الاصفيا گفته) و زوجه حضرت امام موسى بن جعفر و بسيارى از اصحاب و محدثين و عرفا و ادباى نسوان ميباشد و شرححال ايشان موكول بكتب مربوطه است.
٣٠ ( ١)- ام هانى- از محدثين نسوان شيعه ميباشد كه از حضرت باقر ع روايت نموده است.-- يكى هم دختر حضرت على بن ابيطالب ع بوده كه عبد الرحمن بن عقيل تزويجش نمود، سه تن ديگر نيز از محدثين عامه اواخر قرن هشتم و اوائل قرن نهم هجرت هستند كه هرسه از مشايخ روايت جلال الدين سيوطى و از فضلاى نسوان بودهاند.( تنقيح و ٥٣ تخ و غيره)