ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٨١ - آل موسى
بودهاند لكن در دوره اسلامى كسى پيرامون آن نگشته و فقط بتقليد سلف هشت هزار بودن محيط زمين را مسلّم داشته و ثبت دفاتر مينمودند و فقط اين سه برادر بودند كه آنرا از قوه بفعل آورده و از حضيض تقليد بذروه تحقيق نقل دادند.
مأمون عباسى كه رغبتى وافر بعلوم سلف داشته بعد از استحضار بهمين مسئله تصميم داد كه صحت و حقيقت آن را از روى برهان و بيّنه دريابد، بنى موسى را كه حكم قطعى بصحت مساحت مزبور ميدادند موظف باثبات برهانى آن نمود، بنى موسى نيز جوياى صحراى وسيع مسطحى كه براى اين مرام ضرور بوده شدند، بالاخره بمعرفى جمعى، ارض سنجار را منظورنظر داشتند، بنى موسى نيز بهمراهى جمعى از اهل خبره كه طرف وثوق مأمون بودند بهمان ارض سنجار رفتند و نخست مقدار ارتفاع قطب شمالى را در آن صحرا بواسطه اسطرلاب و آلات مربوطه محرز داشتند پس ميخى در همان موضع در زمين نصب كرده و سر طنابى را بدان بسته و بطور استقامت كه اصلا منحرف بچپ و راست نباشند رو بشمال رفتند، طناب را نيز با خودشان برده و در هرجا كه آن طناب تمام ميشد طناب ديگرى بر سر آن طناب اوّلى بسته و در ميخى ديگر استوار داشتند و بهمين روش رو بشمال ميرفتند تا بموضعى رسيدند كه ارتفاع قطب شمالى يك درجه (سيصد و شصتم دوره فلكى) بيشتر از مقدار اوّلى بود، در همانجا توقف كردند و مجموع بهم پيوسته آن طنابها را مساحت نمودند و مطابق شصت و شش ميل و دو ثلث ميلاش دريافته و معلومشان گرديد كه مقدار مذكور نسبت به محيط زمين مثل نسبت يك درجه فلكى ميباشد به محيط فلك كه سيصد و شصتم است پس اگر مقدار مذكور را بسيصد و شصت كه عدد درجات محيط است ضرب كنيم بيست و چهار هزار ميل ميباشد كه هشت هزار فرسخ است كما لا يخفى على المحاسب.
باز از همان جاى توقّف رو بجنوب بطرف نقطه اوّلى كه سر طناب و محل نصب ميخ اوّلى بوده برگشتند، ارتفاع قطب را يك درجه كمتر از ارتفاع در نقطه توقّف دريافتند و هردو عمل ذهاب از جنوب بشمال و عكس آن را مطابق همديگر ديدند و