ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٩٨ - ام الحكم- زينب
(فضله خ ل) زن عمرو بن عبدود، پنجمى هند دختر ابو جهل زن هشام بن عاص بن وائل و ششمى كلثوم دختر جرول كه نيز زن عمر بوده است.
(اطلاعات متفرقه)
ام الحكم- زينب
- بنت جحش بن رباب بن يعمر بن صبرة بن مرة بن كثير بن غنم بن دودان بن اسد بن خزيمه اسديه مكنّى به ام الحكم كه مادرش نيز اميمه يا ميمونه يا امينه دختر عبد المطلب بوده از صحابيات نسوان و از ازواج حضرت رسالت ص و عمّهزاده آن حضرت بوده است.
در سال سيّم يا پنجم هجرت بشرف ازدواج آن بزرگوار مفتخر شد و بعد از آن نام اصليش بره از طرف قرين الشرف به زينب مبدّل گرديد.
زنى بوده هنرور و كارگر و كثير الخيرات و باسخاوت و كرامت كه دائما كار ميكرد و عايدى دسترنج خود را در راه خدا بفقرا مىداده است. در حديث نبوى است كه آن حضرت بازواج خود فرمود: اسرعكنّ لحوقا بى اطولكنّ يدا و خبر داده كه بعد از رحلت آن حضرت اولين كسى كه از ايشان زودتر وفات يافته و ملحق بدو خواهد شد همانا زينب بنت جحش خواهد بود و اطول اليد بودن كنايه از كثرت عمل و خيرات زينب است. صورت قضيه بهمان طور بوقوع پيوست و زينب بسال بيستم هجرت پيش از ازواج ديگر، در مدينه در پنجاه و سه سالگى وفات يافت، عمر جنازهاش نماز خواند و در بقيع مدفون گرديد. لفظ زيبا- ٢٠ مادّه تاريخ او است و ناگفته نماند كه زينب نخست، زن زيد بن حارثه از موالى و پسرخوانده حضرت رسالت ص بود، پس از آنكه زيد قلبا از وى منصرف شده و طلاقش داد پس حسب الامر الهى آيه شريفه سى و هفتم سوره احزاب: فلما قضى زيد منها و طراز و جناكها شرفاندوز ازدواج آن حضرت گرديد و بازواج ديگر مباهات كرده و ميگفته كه مرا خداوند متعال به پيغمبرش تزويج كرده و شما را اولياى خودتان بشرحى كه در تفاسير و ديگر كتب مربوطه نگارش دادهاند.
(تنقيح المقال و اعلام الورى و نور الابصار و ص ٣٧ ج ٢ خيرات و ص ٢٤٤٦ ج ٤ س و غيره)