ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٧٧ - ابن هشام- محمد
و از تلامذه قطب رازى يا قطب شيرازى بوده و از تأليفات او است:
١- آداب الفتوى ٢- اخلاق الاخيار فى مهمات الاذكار ٣- بلغة ذى الخصاصة فى حل الخلاصة كه شرح خلاصه معروف به الفيه ابن مالك است ٤- توضيح مختصر ابن الحاجب ٥- تهذيب الاخلاق بذكر مسائل الخلاف و الوفاق ٦ تا ٩- رساله در خلاف و معانى و منطق و نحو ١٠- الظهير على فقه الشرح الكبير كه در فقه و چهار مجلد و شرح وجيز غزالى است ١١- غرائب المسير و رغائب الفكر در علوم حديثيه ١٢- الغياث فى تفصيل الميراث ١٣- المناهل الصافية فى حل الكافية كه شرح كافيه ابن حاجب است و در سال هشتصد و هشتم هجرت درگذشت.
مخفى نماند كه ابن هشام گفتن صاحب ترجمه و منتسب به هشام نامى بودن او در جايى بنظر اين نگارنده نرسيد، فقط در روضات الجنّات ضمن شرح حال محمد بن احمد بن هشام گفته است كه گاهى او را نيز بر سبيل ندرت ابن هشام گويند.
(كف و سطر ٢٢ ص ٧٢٧ ت)
ابن هشام- محمد
- بن هشام بن عوف تميمى شيبانى سعدى نحوى لغوى، مكنّى به ابو محلم، از افاضل و ادباى اواسط قرن سيّم هجرت و از ائمّه نحو و شعر و لغت و فنون عربيّه ميباشد كه در وقايع و سير نيز باخبر و براى تحقيق علوم عربيّه سالها باديهنشين بود. بمرام تكميل مراتب بارها بمكّه و كوفه و بصره مسافرتها كرد، در مكّه ملازم مجلس سفيان بن عيينه شده و ابدا از وى مفارقت نكرد و مطالب بسيارى از وى استماع نمود. ثعلب و مبرّد و بعضى ديگر نيز از او روايت ميكنند و گويند روزى سفيان بدو گفت گمان ندارم كه از اين استماع و ملازمت استفاده كرده و حظّى داشته باشى زيرا كه چيزى از مسموعات خود را كتابت نميكنى در جواب گفت هرچه شنيدهام حفظ كردهام سفيان درس همان روز را پرسيد او نيز عين عبارت آن درس را بدون تغيير حرفى نقل نمود پس يكى ديگر از درسهاى روزهاى سابق را پرسيد باز بهمان قرار جواب شنيد تا آنكه سفيان گفت حقا كه تو صاحب سبعين هستى كه در هرهفتاد سال شخصى بوجود آيد كه حافظ همهچيز باشد. در باب قوه حافظه او بعضى از نوادر ديگر نيز منقول است.