ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٨٨ - ام البراء- بنت صفوان
و مىگفته است كه گريه من فقط براى انقطاع وحى الهى ميباشد كه هميشه به خانه ما نازل مىشد.
در جلالت او علاوهبر مناقب بسيارى كه در كتب مربوطه نگارش دادهاند همين بس كه حضرت صديقه طاهره در قضيه فدك او را شاهد قضيه قرار داد و ايشان نيز شهادت او را محض بجهت اعمى بودن وى ردّ نمودند كه اصلا تأثيرى در جرح و تعديل و مدح و قدح شاهد ندارد.
وفات ام ايمن پنج ماه بعد از وفات حضرت رسالت و يا در سال بيست و چهارم هجرت در اوّل خلافت عثمان واقع شد، پسرش ايمن مذكور نيز از شهداى حنين و يكى از ده تن ميباشد كه در آن غزوه در موقع انهزام لشگر اسلام با كمال قوت قلب ثباتقدم داشتند و نه تن ديگر از بنى هاشم بودهاند.
(تنقيح المقال و ١٥٥ و ٤١١ ج ١٤ عن و ٤٢٨ خل و ١٠٣٣ ج ٢ س)
ام ايوب انصارى ام بجيد- حوى ام البراء
اولى از صحابيات و زن ابو ايّوب انصارى، دويمى نيز از صحابيات، سيّمى هم از اصحاب حضرت سجّاد ع و بزعم بعضى نامش حبابه و شرححال ايشان در كتب مربوطه است.
ام البراء- بنت صفوان
- از شعراى صدر اسلام و پدرش از انصار حضرت امير المؤمنين ع بوده و خودش در روز حرب صفّين گفته است:
يا عمرو دونك صار ما ذا رونق |
عضب المهزة ليس بالخوار |
|
اسرج جوادك مسرعا و مشمرا |
للحرب غير معرد لفرار |
|
اجب الامام و دب تحت لوائه |
وافر العدو بصارم بتار |
|
يا ليتنى اصبحت ليس بعورة |
فاذب عنه عساكر الفجار |
|