ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٢٩ - مسافرتهاى زينب كبرى
و ابصر بوقوع قضايا بودهاند تصريحا و تلويحا توجهى بدين موضوع نكردهاند. بالخصوص علّامه مجلسى كه كتابخانهاش جامعترين كتابخانهها بوده و در كثرت احاطه باخبار و آثار اهل بيت طهارت تخصّصى بسزا و تبحّرى بىمنتها داشته است.
پس از آنكه اين مطلب خاطرنشان گرديد گوئيم علّامه نسّابه سيد يحيى بن حسن عبيدلى سابق الذكر در كتاب اخبار الزّينبات گويد بعد از آنكه زينب كبرى از اسارت بنى اميّه خلاص شد و بمدينه آمد مردمرا برعليه يزيد تحريص ميكرد پس عمرو بن سعيد اشدق كه والى وقت بوده از خلل اساس خلافت انديشناك شده و صورت قضيه را به يزيد بنگاشت و جوابا مأمور بمفترق ساختن آن مخدّره از اهالى مدينه گرديد اينك والى درخواست نمود كه از مدينه بيرون شود بهرجائى كه موافق ميل و اراده خودش باشد برود آن مخدّره صريحا امتناع كرد كه اگر هم خونها ريخته شود از مدينه بيرون نرود تا آنكه بالاخره در اثر بعضى از حرفهاى بيغرضانه و مصلحتآميز و ملاطفتانگيز دختر عمويش زينب بنت عقيل و ديگر زنان بنى هاشم بخروج از مدينه راضى شد و مصر را ببلاد ديگر ترجيح داد، حضرت سكينه و فاطمه بنتا الحسين ع در حضور مباركش رهسپار مصر شدند، در حين ورود، مسلمة بن مخلد انصارى كه والى مصر بوده با جماعتى استقبالش كرد و بفاصله يازده ماه و پانزده روز در روز يكشنبه پانزدهم رجب شصت و دويم هجرت وفات يافت و در موضع حمراء القصوى نامى از فسطاط مصر مدفون گرديد. در همان روز وفات و روز آخر سال وفات، قرّاء و فقها و تمامى اهل مصر جمع شدند، مراسم بزرگى ترتيب داده و بهمهگونه وظائف عزادارى قيام نمودند و اين رسم را همهساله خلفا عن سلف معمول مىداشتند بلكه در هرسال از اول رجب شروع كرده و در شب نيمه آن ختم مىنمودند.
مخفى نماند كه ناشر كتاب اخبار زينبات عبيدلى موافقت او در مسئله دفن حضرت زينب ع را چنانچه مذكور افتاد از تاريخ كبير ابن عساكر دمشقى و رساله زينبيه ابن طولون دمشقى نيز نقل كرده و شيخ جعفر نقدى سابق الذكر نيز پس از آنكه مراتب مذكوره را