ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٥٢ - ابن شرشير- عبد اللّه
پرداخت تا در چهار صد و نودم هجرت درگذشت. كتاب آداب الخط و تاريخ اطباء معاصر و تاريخ حلب و فريدة الحكمة در علم بديع از آثار قلمى او است.
(ص ٦٨ ج ١ مر)
ابن شرام- احمد
- بن محمد بن احمد بن سلمة بن شرّام (بر وزن بقّال) غسانى نحوى، مكنّى به ابو بكر، از مشاهير نحويّين شام ميباشد كه از تلامذه ابو القاسم زجاجى و ديگر اكابر وقت بود و خط خوبى هم داشته و صحيح الكتابة بود و در سال سيصد و هشتاد و هفتم هجرت درگذشت.
(اطلاعات متفرقه)
ابن شرشير- عبد اللّه
- بن محمد، شاعر انبارى، مكنّى به ابو العباس، معروف به ابن شرشير، موصوف و ملقّب به ناشى اكبر نحوى عروضى منطقى معتزلى شاعر، از اكابر شعراى نامى اواخر قرن سيّم هجرت ميباشد كه در رديف بحترى و ابن الرومى معدود و از كثرت فطانت اساس علل نحويّه را منتقض داشته و شبهاتى بقواعد منطقيّه و عروضيّه وارد آورد و بذكر مثالهائى غير از مثالهاى خليل بن احمد پرداخت، اقوال و قواعدى اختراع كرد كه در همه آنها مخالف صريح عروضيّين و منطقيّين و ديگر طبقات علميّه بود، بهمين جهت موهون و در انظار عامّه بغايت منفور شد بالاخره تاب اقامت در بغداد را نياورده و بمصر رفت، تا آخر عمر در آنجا امرار حيات نمود و يك قصيده چهار هزار بيتى در فنون علم، بيك روى و يك قافيه انشا كرد.
از اشعار او است كه درباره جاريه مغنيه سروده است:
فديتك لو انهم انصفوك |
لردوا النواظر عن ناظريك |
|
تردين اعيننا عن سواك |
و هل تنظر العين الا اليك |
|
و هم جعلوك رقيبا علينا |
فمن ذا يكون رقيبا عليك |
|
ا لم ينظروا ويحهم ما يرو |
ن من وحى حسنك فى وجنتيك |
|