ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٠١ - بنى سعد
كه از مغنى نقل شد نيز صريح در ارتضاع آن حضرت از بنى سعد است و حديث روضه و مسالك هم كه مشعر بر نشوونما يافتن در ميان بنى سعد در مقابل ارتضاع از بنى زهره ميباشد منافى دايه و مرضعه بودن حليمه سعديه و ارتضاع از بنى سعد نميباشد بلكه ارتضاع درباره اطفال نخستين وسيله نشوونما بوده و عبارت نشأت در آن حديث كنايه از كثرت شيرخوردن در بنى سعد است در مقابل قلّت شيرى كه از ثويبه و يا مادر خود آمنه خورده كه فقط يك چند روزى بوده است.
تتمة- شبلنجى در نور الابصار گويد كه حضرت رسالت ص از نه زن شير خورده است:
١- مادرش آمنه كه سه يا هفت روز شيرش داده و مذكور شد ٢- ثويبه كه چند روز پيش از آمدن حليمه شيرش داده و مذكور گرديد ٣- خوله بنت منذر ٤- ام ايمن كه شرح حالش در باب چهارم مذكور شد ٥- زنى سعديه ديگر غير از حليمه ٦ و ٧ و ٨- سه نفر زن عاتكه نام، چنانچه حديث شريف: انا ابن العواتك را نيز بعضى از اهل فضل حمل بهمين معنى نمودهاند. نگارنده گويد: ظاهرا مراد از حديث مذكور بنابر صحت آن، ابن نسبى بودن عواتك است نه رضاعى كه مادر سه نفر از اجداد پدرى آن حضرت كه عبارت از هاشم جدّ دويمى، لوى جدّ هشتمى، مالك جدّ يازدهمى باشد عاتكه نام داشتهاند ٩- حليمه سعديه كه بيشتر از همه شيرش داده و نشوونمايش نيز نزد او بوده چنانچه فوقا مذكور شد و اصل شيرخوردن آن حضرت از اين نه زن و كم و كيف و ترتيب آن محتاج به تتبّع است.
ناگفته نماند كه حضرت رسالت از هردو طرف پدر و مادر قرشى نسب و هردو قبيله مذكوره بنى سعد و بنى زهره از شعب قريش هستند كه نام اصلى فهر بن مالك جدّ دهمى و يا نضر بن كنانه جدّ دوازدهمين آن حضرت بوده و قريش نسبت به قبائل ديگر فصيحتر و بهمين صفت فصاحت و بلاغت در غايت شهرت بوده و همانا بنى سعد و بىزهره نيز نسبت به ديگر شعب قريش مانند قريش است نسبت به قبائل ديگر و حديث شريف مذكور نيز مبنىبر همين اصل است كه افصحيت خود را بعد از تعليل به قرشى بودن به ارتضاع از