ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٠٠ - بنى سعد
در توضيح اجمالى اين مطلب گوئيم كه آن حضرت سه يا هفت روز بعد از ولادت، شير مادرش آمنه را خورده و بعيد نيست كه ارتضاع از بنى زهره يا بنى سعد نيز كه در دو حديث مذكور وارد آمده اشاره بهمين شير اوّلى مادرى باشد (و الّا چنانچه ذيلا مىنگاريم قسمت عمده شيرخوارگى آن حضرت از حليمه سعديه بوده است) و بعد از آمنه يكچندى هم ثويبه (ثوبيه خ ل) آزادكرده ابو لهب (كه بجهت مژدگانى ولادت باسعادت حضرت رسالت ص آزادش كرده بوده و در سال هفتم هجرت با دين اسلام درگذشته) از شير پسر مسروحنام خود پيش از آمدن حليمه آن حضرت را شير داده است و چون پيش از آن، عموى آن حضرت حمزة بن عبد المطلب را هم (كه چهار سال از آن حضرت بزرگتر بوده) شير داده بوده، بهمين جهت آن حضرت با عموى مذكور خود برادر رضاعى هستند و موقعى كه تزويج دختر حمزه بدان حضرت مذاكره شد قبول نكرده و فرمود كه وى دختر برادر رضاعى من است و ازدواج او براى من روا نميباشد: يحرم من الرضاع ما يحرم من النسب.
پس از آنكه آن حضرت چند روزى نيز از ثويبه شير خورد، جناب عبد المطلب او را به حليمه سعديه دختر ابو ذويب عبد اللّه بن حارث كه از قبيله بنى سعد بن بكر بن هوازن بوده تسليم نمود كه بوظائف لازمه ارضاع و پرستارى وى قيام نمايد اينك پنج سال در ميان بنى سعد زيسته و از حليمه شير خورد و نشوونما يافت، حليمه نيز با كمال شفقت و مهربانى بلوازم ارضاع و پرستارى قيام مىنموده و در وقت محافظت آن حضرت بدين روش ترنّم مىنموده است:
يا رب اذا عطيته فابقه |
و اعله الى العلى فارقه |
|
و ادحض اباطيل العدا بحقه |