ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢١٩ - ابن مفرغ- يزيد
ابن المفرغ معروف و گاهى بجهت انتساب بجدّ دوازدهمى يا سيزدهميش يحصب حميرى به ابن يحصب هم موصوف بوده و جدّ سيد حميرى اسمعيل سابق الذكر است از مشاهير شعراى صدر اسلام ميباشد كه در باطن از دوستداران حضرت على ع بوده و در ظاهر با بنى اميّه هم بد نبود، از هجويّات نهانى ايشان قصور نميورزيد، بهرجا كه ميرفت در دروديوار منازل و كاروانسراها اشعارى در قدح و ذمّ زياد بن ابيه و دو پسرش عباد و عبيد اللّه مشهور مىنوشت، تا آنكه گوشزد عبيد اللّه بن زياد كه والى بصره بود گرديد، در زندانش كرده و در قتل او منتظر اجازه معاويه بود، لكن معاويه بجهت امان سابق اذن قتل نداده و امر بتأديبش نمود اينك بانواع عقوبت شكنجهاش دادند، او را دواى مسهلى خورانده و بر الاغى سوارش كردند و در طرق و معابر گردش دادند و درعينحال عبيد اللّه را مخاطب داشته و گفت:
ايها المالك المرهب بالقت |
ل بلغت النكال كل النكال |
|
فاخش نار اتشوى الوجوه و يوما |
يقذف الناس بالدواهى الثقال |
|
يغسل الماء ما صنعت و قولى |
راسخ منك فى العظام البوالى |
|
و قل لعبيد اللّه مالك والد |
بحق و لا يدرى امرء كيف ينسب |
|