ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٥٥ - ابن قصار- على بن عبد الرحيم بن حسن
ابن القرية- ايوب بن زيد (يزيد خ ل) بن قيس
- هلالى نمرى، مكنّى به ابو سليمان، از مشاهير خطباى فصحاى عرب و جليس حجّاج بن يوسف ثقفى ميباشد. با اينكه اعرابى عامى بىسواد بوده در فصاحت و بلاغت شهرت داشت، عاقبت در سال هشتاد و دويم يا چهارم هجرت بامر حجّاج مقتول گرديد. لفظ قريه (بكسر اوّل و فتح و تشديد دويم و سيّم) كه در لغت بمعنى چينهدان مرغان ميباشد لقب خماعة يا حمامه جدّه ايّوب بوده است و بعقيده كاتب اصفهانى ابن القريه عنوان شخصى موهوم بوده و اصلا وجود خارجى ندارد مثل مجنون و ليلى و بعضى از نظائر وى.
(مرصع ابن الاثير و ص ٨٧ ج ١ كا و ٦٥٦ ج ١ س)
ابن قزمان- محمد
- بن عبد الملك بن قزمان، مكنّى به ابو بكر، معروف به ابن قزمان، از مبرّزين ادبا و شعراى وزراى قرن ششم هجرى ميباشد كه در رويّه خود متفرّد بود، فقط باوزان و بحور عروضى متداولى اكتفا نكرده بلكه اوزانى اختراع نمود كه در كتب و اشعار سلف اثرى از آنها نبوده است. در كلمات غير شعرى خود يك رويه متوسط بين النظم و النثر اتخاذ كرده بوده كه كلماتش موزون و لكن نه در رديف نظم منتظم بودند و نه در سلك نثر منسلك. ديوان ابن قزمان در برلين چاپ شده و در پانصد و پنجاه و پنج هجرت درگذشت.
(ص ٦٥٧ ج ١ س و ٢١٤ مط)
ابن قسى- شيخ احمد بن قسى
- مكنّى به ابو القاسم، معروف به ابن قسى، از مشايخ صوفيّه اواسط قرن ششم هجرى اندلس ميباشد كه از اهل فضل و ادب بود، در ادبيّات و لغت نيز يدى طولى داشت، كتابى در تصوف بنام خلع النعلين فى الوصول الى حضرة الجمعين تأليف كرده كه در موضوع خود مهم بوده و شيخ اكبر محيى الدين ابن العربى و شيخ عبدى شارح فصوص آن را شرح كردهاند. در سال پانصد و چهل و پنجم هجرى قمرى درگذشت. (كف و ص ٦٥٧ ج ١ س)
ابن قصار- على بن عبد الرحيم بن حسن
- اديب لغوى، رقى الاصل، بغدادى الولادة و المسكن و المدفن، مكنّى به ابو الحسن، معروف به