ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٢ - مقدمه
چون اگر سعادتى در اين جهان تصور شود و لو بطور نسبى فقط در رضا بقضا و تسليم شدن بمقدّرات و اظهار وجد و شعف و تشكّر از خداوند منّان در هرحال و مقام است، بدينجهت بضرس قاطع و با كمال اطمينان ميتوانم بگويم كه آن مرحوم سعادتمند بود عاش سعيدا و مات حميدا. تنها هدفى كه در زندگى داشت و در راه وصول بآن شب و روز آرام نميگرفت همانا درس و بحث و افاده و استفاده و مطالعه كتاب و تأليف و تصنيف بود، همان اندازه كه بزندگى مادى و عادى بىاعتنائى نشان ميداد نسبت باين قسمت ولع و حرص فراوان داشت. شبها مرتبا وقت سحر و قبل از طلوع صبح بيدار ميشد پس از اداى نوافل و فريضه صبح با پشتكار عجيب كمنظيرى بمطالعه مىپرداخت و براى اينكه از تأليف و مطالعه بازنماند باب معاشرت و رفتوآمد را حتى الامكان بروى خود بسته بود، جز در مواقع ضرورت از منزل و حجره بيرون نميرفت چهبسا در همان حجره نيمهتاريك روزها را بشب ميآورد و شبها را بروز ميپيوست و كسى از حال او و او از حال كسى خبردار نمىشد.
كسانيكه در طريق تأليف و تصنيف قدم برداشتهاند بهتر واقفند كه سالكان اين سبيل پرمشقّت چه مشكلات و موانعى در سر راه دارند و «عاشقان گوهر مقصود كه در درياى رياضت غوطهورند با چه امواج بيكرانى» مواجه هستند و «راه بردن بسر منزل عنقا بصرف ادّعا و آرزو ميسر نيست، بلكه قطع اين مرحله را با مرغ سليمان بايد كرد» و در طىّ منازل كمال و گذشتن از واديهاى سير و ارتقا و جهاد بنفس، از رهبينى و رهبرى او هدايت طلبيد و در ظلمات حيرت براى راه يافتن بآب حيات جاودانى از خضر طريقت همّت خواست.
آرى ايراث اثرات علمى و معنوى و ارتقا بمقام خدمتگزارى و طيران در آسمان بشريّت واقعى، با خور و خواب و خوشگذرانى و استفاده مادى و عيش و نوش و هوسرانى و تبعيّت از منطق شهوت منافات دارد بلكه همّتى مردانه ميخواهد و عزمى راسخ و فتور ناپذير توأم با شبزندهداريها و فداكاريها و پشتپا زدن بلذّات فانى و ترك شهوات نفسانى