ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١١ - مقدمه
«ريحانة الادب در شرح حال معروفين به كنيه و لقب و نسب» در شماره ٩- ٨ سال پنجم مجله يادگار با تعريف و توصيفى بليغ از مؤلف بزرگوار آن مشاهده شد، اينجانب بلافاصله نسخ آن را تهيه كرده پس از مطالعه اجمالى با اعجابى تمام بىنهايت خوشحال شدم از آن رو كه چنين كتابى با آنهمه مزايا و شرح و بسط و خصوصيات براى كمتر كسى فراهم آمده و عمرى طويل و حوصله فوق العاده بايد تا با خوندل مطالب عالى و متفرقات نفيسى در مثل ريحانة الادب گرد آورده و بچاپ رسانيد، دو سه ماهى گذشت بتهران رفتم و از فرط ارادت غائبانه كه بمؤلف ريحانة الادب پيدا كرده بودم بسراغ او رفته و در يكى از حجرههاى مدرسه قديمه سپهسالار (محل سكونت آنمرحوم در تهران) بخدمتش رسيده و مدرس تبريزى را فوق آنچه تصور كرده بودم يافتم؛ ملكات و صفات عالى و نيكوى آن مرد بزرگ بقدرى مرا جذب نموده بود كه غالب ايّام توقفم در تهران بخدمتش ميرسيدم ...
صرفنظر از همه جهات كمالى و مقامات علمى كه براى وى فراهم شده بود تواضع و فروتنى بىنظيرى كه نسبت به علما و فضلا در مرحوم مدرّس يافتم در كمتر كسى ديدهام و حقا بزرگمردى فوق العاده بود تمام اوقاتى كه در تهران بسر ميبرد غير از ساعات ضرورت بكارهاى علمى مىپرداخت ... در هريك از رشتههاى دانش داراى فضلى جلى و براعتى آشكار بود و از هرمقوله كه سخن بميان ميآمد حديث طويلى ميراند و اين بنده مواقعى كه در محضرش مىبودم از فنون فقه و اصول و حديث و فلسفه و تاريخ و درايه و تراجم و ادبيات عربى و فارسى و تركى تكلم ميكرد و بخوبى نتيجه زحماتى كه در اصناف مختلف علوم و كمالات ظاهرى و باطنى تحمل كرده بود آشكار مىنمود و مورد تعجب و شگفتى مستمع واقع ميشد ...) و در كتاب علماء معاصرين چنين مينويسد: (عالم بارع جامع، ما من علم من العلوم الا و قد حل فى اعماقه و ما من فن من الفنون الا و قد شرب من عذبه و زعاقه ...
كتبش حقا از نفايس سفائن علماء عصر و ذخاير افاضل عالم بشمار ميآيد در علم معقول و منقول و ادب بهره كامل و نصيب وافر دارد و امروز در حلّ مشكلات و معضلات مسائل هيئت و حساب از عظماء علماء عصر معدود مىگردد) الى آخر.