فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٨ - بررسى شرط رشد در مسئوليت كيفرى عذرا مرادى
قواعد اصولى (١٠٧) و خلاف ظاهر كلام است . گرچه اساساً «كتابت» به معناى ثبت كردارهاى نيك و بد در نامه عمل شخص است و ظهور در پاداش و كيفر آن جهانى دارد و مسائل كيفرى اين جهانى، عموماً با الفاظى چون: «مؤاخذه» و «اقامه حدود تامه» در روايت بيان مىشود. علاوه براين، براساس روايت ديگرى كه از عبداللّه بن سنان ذكر شد، عبارت: «كتب عليه الشيء» (١٠٨) (به نقل از كتاب خصال ) در عرض واژه «بلغ» آمده و عبارت «جاز عليه أمره» در آن روايت جواب شرط است؛ به عبارت ديگر، جواز تصرفات يتيم منوط به بلوغ و كتابت حسنات و سيئات است. به عبارت ديگر هنگامى كه شخص بالغ مىشود و تمامى نيكيها و بديهايش ثبت مىگردد، تصرفاتش نافذ است، مگر آن كه سفيه يا ضعيف باشد.
تفاوت اشدّ و رشد
مطلب ديگرى كه از اين روايات به دست مىآيد، تغاير مفهومى دو واژه «اشد» و «رشد» ( در معناى عدم سفاهت ) است؛ در حالى كه مفهوم اين دو واژه يكسان فرض شده است. اگر واژه «اشدّ» مشتمل بر معنايى باشد كه «سفاهت» يا «ضعف» را نيز خارج كند، نيازى به ذكر استثنا نخواهد بود. (١٠٩)
بنابراين «اشدّ» به معناى استحكام بدنى و رشد جسمى و فكرى است كه همزمان با بلوغ حاصل مىشود و شخص وارد مرحله ديگرى از حيات خود مىگردد. در اين هنگام از حداقل رشد عقلى لازم براى فهم تكليف و نيك و بد اشيا برخوردار و آماده پذيرش مسئوليت است. نشانه بارز رسيدن به اين حد احتلام
(١٠٧) هرگاه كه جمله استثنائيه در پى چند جمله بيايد، اختلاف اصوليان در اين است كه استثنا به تمامى جملات سابق بر مىگردد يا تنها قيد جمله اخير است: ر.ك: ميرزا قمى ، قوانين الاصول ، ص ٢٨٣، نيز: مظفر ، اصول الفقه ، ص ١٦٠- ١٦١.
(١٠٨) خصال، ص ٤٩٥.
(١٠٩)«إذا بلغ أشده ثلاث عشرة سنة و دخل في الأربع عشرة وجب عليه ما وجب علىالمحتلمين إلاّ أن يكون ضعيفاً أو سفيهاً».