فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٨ - تنجيم و ستارهشناسى آیة الله سيد محسن خرازى
انكار تأثير دعا بر مىگردد. (٥٢)
پس موضوع نهى شده در روايات اختصاص به همين موارد مذكور دارد و نظر كردن در ستارگان و يادگيرى و آموزش و خبردادن از تأثير آنها به اذن خدا نه به صورت قطعى، هيچ مانعى ندارد، چه حركات فلكى را اماره حوادث بداند و چه مؤثر؛ زيرا اين خارج از موضوع نهى در روايات است.
علاوه بر اين، اخبارى وجود دارد كه بر جواز نجوم دلالت مىكند و آنها را در اوايل بحث ذكر كرديم، مانند سخن امام صادق(ع) در جواب عبدالرحمان بن سيابه كه از حضرت(ع) سؤال كرد: مردم مىگويند، نگريستن در نجوم جايز نيست، و حال آنكه اين عمل بسيار خوشايند من است. اگر مضر به دين من است، هرگز به چيزى كه به دينم زيان رساند نياز ندارم و اگر ضررى به دينم نمىزند، بسيار به آن علاقه مندم.
حضرت صادق(ع) در پاسخ فرمود:
«ليس كما يقولون، لاتضرّ بدينك... إنكم تنظرون في شيء منها كثيره لايدرك و وقليله لاينتفع به؛
اين گونه نيست كه مىگويند، نجوم ضررى به دينت نمىرساند... شما در چيزى مىنگريد كه بسيارش قابل درك نيست و اندكش فايدهاى ندارد». (٥٣)
پر واضح است كه عبدالرحمن بن سيابه كه نگران سلامت دين خود بود، اعتقادى به تأثير ستارگان به صورت استقلالى يا اشتراكى ـ كه با مبدأ متعال يا وحدانيت او مخالف باشد، نداشته است، و با توجه به اينكه امام به او گفته بود: بسيارش قابل درك نيست، ممكن نبود كه وى اخبار قطعى بدهد.
ابن ابى عمير مىگويد: مدتها بود در ستارگان مىنگريستم و بر آنها آگاه بودم و طالع را مىشناختم،
(٥٢) همان، ح٨؛ جواهر الكلام، ج٢٢، ص٨٩ و ٩١؛ وسائل الشيعه، ج٨، ص٢٧١، ح٨ و ص٢٧٠، ح٥ و ص ٢٦٨، ح١.
(٥٣) همان، ج١٢، ص١٠٢، باب ٢٤ از ابواب مايكتسب به، ح١.