فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٩ - سياسيت و حكومت در اسلام ازديدگاه استاد مطهرى سيدامراللّه حسينى
ثالثاً: فكرى كه اسلام در خصوص حكومت به وجود آورده، از لحاظ ريشه، دموكراسى و حكومت عامه است.( مطهرى، خاتميت، چاپ دهم، ١٣٧٦، ص٥٢).
رابعاً: دادن حق انتخاب و مشورت به افراد از نظر سياسى، يكى از شاخصههاى ايدئولوژيكى مكتب اسلام است.
خامساً: در فلسفه اجتماعى اسلام، نه تنها نتيجه اعتقاد به خدا پذيرش حكومت مطلقه افراد نيست و حاكم در مقابل مردم مسئوليت دارد، بلكه تنها اعتقاد به خداست كه حاكم را در مقابل، مسئول مىسازد و افراد را صاحب حق و استيفاى حقوق را يك وظيفه شرعى معرفى مىكند(مطهرى، وحى و نبوت، چاپ ١١،١٣٧٧،ص١١٨).
١-٦-٢-كيفيت ولايت(شيوه عمل)ولىّ فقيه:
در بحث از ولايت فقيه، استاد مطهرى آن را يك نوع ولايت ايدئولوژيك و وظيفه اصلى ولىّفقيه را نظارت بر جامعه اسلامى و مجريان قانون مىداند:
ولايت فقيه به اين معنى نيست كه فقيه، خود در رأس دولت قرار بگيرد و عملاً حكومت كند؛ نقش ولى فقيه در يك كشور اسلامى، يعنى كشورى كه در آن، مردم، اسلام را به عنوان يك ايدئولوژى پذيرفته و به آن ملزم و متعهد هستند نقش يك ايدئولوگ است نه نقش يك حاكم، وظيفه ايدئولوگ اين است كه بر اجراى درست و صحيح ايدئولوژى نظارت داشته باشد. او صلاحيت مجرى قانون و كسى را كه مىخواهد رئيس دولت بشود و كارها را در كادر ايدئولوژى اسلام به انجام برساند، مورد نظارت و بررسى قرار مىدهد.»(مطهرى، پيرامون انقلاب اسلامى، ص٨٥).
استاد مطهرى به فرمان امام، در تشكيل دولت موقت اشاره مىكند كه فرمود:
«به موجب حكم شرعى(ولايت فقيه) و به موجب رأى اعتمادى كه از طرف اكثريت قاطع ملّت، به من ابراز شده، رئيس دولت را تعيين مىكنم.»
به نظر وى، اين حق شرعى امام، از وابستگى قاطع مردم به اسلام، به عنوان يك مكتب و يك ايدئولوژى ناشى مىشود و مردم تأييد مىكنند كه او مقام صلاحيتدارى