فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٥ - علاّمه حلّى (ره) و ريشههاى شكلگيرى مكتب سند در تفكر امامى حيدر حبّ اللّه
ندارد... چرا كه مىگوييم: غياث حتى اگر بترى هم باشد با اين حال اصحاب ما او را مورد اعتماد دانستهاند و آنچه را كه غياث نقل كرده موجب ظن است و عمل به ظن هم واجب است...». (٣٩)
در جايى ديگر در باره روايت عمروبن سعيد بن هلال كه با روايت صحيحه عبداللّه بن سنان در تعارض است، چنين مىنويسد:
«... زيرا عمرو فطحى بوده و اصحاب نيز به اين روايت عمل نكردهاند». (٤٠)
و اين بدان معناست كه اگر اصحاب به اين روايت عمل مىكردند، شايد به نظر علاّمه، اين روايت قادر بود كه در تعارض با خبر صحيح عبداللّه بن سنان قرار بگيرد. بر همين اساس گاهى روايت راويان فطحى و ناووسى را به خاطر اعتماد اصحاب به آنان (٤١) و يا به دليل صحت روايت آنها و اين كه هر آنچه از آنها مىرسد صحيح است، علاّمه پذيرفته است. (٤٢)
اما آنچه كه در عملكرد علامه جالب توجه مىباشد اين است كه در جايى به دليل توثيق اصحاب يا چيزى مانند اين، روايتى را مىپذيرد و درجايى ديگر همان روايت را چون راوى غير امامى است رد مىكند و حيرت آورتر آنكه اختلاف مذكور در يك كتاب ودر عبارتهاى خيلى نزديك به هم به وجود آمده است، به طورى كه در جز اوّل كتاب المختلف، روايتى را تضعيف كرده، چون ابن بكير فطحى در سند اين روايت قرار دارد، ولى در بخش دوم روايت را تكرار كرده و تصريح مىكند كه همين فرد ثقه است. همچنين در بخش اوّل همين كتاب، روايت عمروبن سعيد را با وجود فطحى بودن، ولى به دليل ثقه (٤٣) بودنش مىپذيرد و در بخش سوم نيز روايتى را كه مربوط است به ابن بكير با وجود
(٣٩) علامه حلّى، مختلف الشيعه، ج٥، ص٩٤.
(٤٠) علامه حلّى، منتهى المطلب، ج١، ص٦٩.
(٤١) همان، ج١، ص٥٩، ٩٨ و ج٢، ص٣٠٢، ٣٦٨، ٣٧٦ و نيز تذكرة الفقهاء، ج٦، ص١٠٦.
(٤٢) علامه حلّى، مختلف الشيعه، ج٢، ص٢٠٨ و ج٣، ص١٤٣ و ٤٤٠.
(٤٣) همان، ج١، ص١٩٤، ٢٨٠ و ج٢، ص٩٧.