فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٦ - تنجيم و ستارهشناسى آیة الله سيد محسن خرازى
اگر منجمان بگويند اتصالات اجرام آسمانى و اوضاع خاصى كه در آنها پديد مىآيد، علامت پيدايش برخى از حوادث است كه خداوند متعال با قدرت واراده خود در اين جهان ايجاد مىكند، چنين اعتقادى اشكال ندارد و روايات وارد در صحت علم نجوم و جواز فراگيرى آن بر همين معنى حمل مىشود. (٣٤)
سخن علامه حلى به روشنى مىرساند كه چنين اعتقادى خارج از موارد طعن علما بر منجمان است. منجمين دو دستهاند؛ برخى از آنان، ستارگان را فاعل مختار مىدانند و دستهاى ديگر ستارگان را فقط موجب مىدانند. (٣٥)
سيد مرتضى ـ بنابر آنچه شيخ انصارى از او نقل مىكند ـ مىگويد:
در ميان منجمين كسى نيست كه معتقد باشد خداوند عادت را چنين قرار داده كه هنگام نزديك يا دور گشتن ستارهاى نسبت به ستاره ديگر، حوادثى رخ دهد بدون اين كه ستارگان در پيدايش آن تأثيرى داشته باشند. كسانى از منجمين كه امروز چنين عقيدهاى داشته باشند رأيى بر خلاف اعتقاد منجمان پيشين دارند و اين رأى را براى نيكو جلوه دادن تنجيم نزد اهل اسلام، اظهار مىدارند. (٣٦)
حاصل سخن آنكه اخبار و اعتقاد به پديد آمدن حوادثى در پى حركات فلكى بدون اعتقاد به رابطه عليت ميان آن دو، بلكه آنها را به اراده خداوند دانستن، بى اشكال بوده و تنجيم اصطلاحى نيست اگر چه لفظ تنجيم بر آن صدق مىكند.
برخى گفتهاند كه حكم قطعى به نزول باران با مشاهده رفتار خاصى از حيوانات نيز داخل در تنجيم مذموم است كه در روايات از آن نهى شده است (٣٧) در حالى كه چنين نيست و آنچه از آن منع شده ايمان به ستارگان و كفر به خداوند است. تنجم ممنوع، تنجيمى است كه به مقابله با افعال خداوند و خبرهاى غيبى او بينجامد. اما اين گونه پيشگويىها از نوع تنجيم ممنوع نيست و ادله
(٣٤) همان، ص٢٨.
(٣٥) همان .
(٣٦) همان.
(٣٧) ارشاد الطالب، ج١، ص١٣٧.