فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٨ - تنجيم و ستارهشناسى آیة الله سيد محسن خرازى
ـ ولى خدا را مؤثر اوّل بداند، آيا چنين خبردهى، كفر به شمار مىآيد؟
شيخ انصارى مىگويد:
ظاهر بيشتر عبارت فقها اين است كه، چنين اخبارى كفر است، شايد وجه كفر آن، اين باشد كه نسبت دادن افعالى كه به حكم ضرورت دين مستند به خداوند مىباشند مانند آفرينش و رزق و زنده كردن و ميراندن، به غير خداوند، مخالف ضرورت دين است. ظاهر سخن شهيد در قواعد، عدم كفر است. وى مىگويد: «اگر كسى معتقد باشد كه ستارگان اين كارها را انجام مىدهند ولى مؤثر اصلى را خدا بداند در اين صورت آن شخص خطاكار است، زيرا نه به دليل عقلى و نه دليل نقلى، حيات براى ستارگان اثبات نشده است».
ظاهر عبارت شهيد اين است كه عدم قول به كفر به واسطه عدم مقتضى ـ دليل ـ است نه وجود مانع يعنى مخالفت با ضرورى دين. پس كفر او ممكن است ولى وقوع آن براى ما معلوم نيست.
شايد دليل اين قول آن باشد كه ضرورى دين، نسبت ندادن اين افعال به فاعلى مختار و مستقل و مغاير با اختيار خداوند است ـ چنانچه ظاهر قول مفوضه همين است ـ اما استناد اين افعال به فاعل مختارى كه فاعليت او به اراده خدا و اختيار او عين مشيت و اختيار خداست و او به منزله ابزار با شعورى عمل مىكند و فعل او فعل خداست، چنين استنادى مخالف ضرورى دين نيست؛ زيرا مخالف ضرورى دين، انكار استناد حقيقى فعل به خداست، نه استناد فعل به غير خدا اما به گونهاى كه فعل خدا نيز بر آن صدق كند.
بلى، گفته شهيد اوّل مبنى بر فقدان دليل براى اثبات كفر، حق است، بنابراين نسبت دادن اين افعال به ستارگان، سخنى خلاف واقع و نسبت دادن فعل خدا به غير خدا بدون دليل بوده كه قبيح است [اما كفر نيست].
مأخذ سخن شهيد اوّل روايتى است كه در احتجاج از هشام بن حكم نقل شده كه وى گفته است: زَنديقى از امام صادق(ع) پرسيد چه مىگوييد در مورد كسى كه