فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٢ - علاّمه حلّى (ره) و ريشههاى شكلگيرى مكتب سند در تفكر امامى حيدر حبّ اللّه
نيز تأييد مىكند، بيان كرده است. (٢٤) علاّمه حلّى
در متن تاريخى خود چنين مىگويد:
«مقدمه هشتم: منظورمان از لفظ شيخ كه در كتاب مىآيد، امام ابو جعفر، محمد بن حسن طوسى مىباشد... در مورد برخى از روايات لفظ صحيح به كار بردهايم، و منظورمان آن است كه راويان ـ اين خبر ـ ثقه و عادل مىباشند، و در بخشى ديگر ـ از روايات ـ لفظ حَسَن استعمال شده، كه منظور اين است كه برخى از راويان اين خبر را اصحاب، مدح كردهاند، هر چند به ثقه بودنش تصريح نكردهاند. در برخى ديگر ـ از اين اخبار ـ لفظ موثّق را ذكر كردهايم كه مقصودمان آن جمله از رواياتى است كه بعضى از راويان آنها امامى نبوده، بلكه فطحى، واقفى و... مىباشند ولى اصحاب ثقه بودنشان را تأييد كردهاند». (٢٥)
اين متن با احتساب روايت ضعيف كه به دليل روشنى، علاّمه آن را ذكر نمىكند گوياى تقسيم بندى چهارگانه حديث مىباشد كه فرهنگ شيعه پيش از اين با چنين تقسيمى انس نداشت.
حوزههاى تطبيقى نظريه سند نزد علاّمه حلّى ـ ره ـ :
مطلبى كه مهم به نظر مىرسد، بررسى برخورد علاّمه حلّى با روايات است. بررسى و تفحّصى كه مرا به تعجب واداشت و ديرى نپاييد كه خود را هم عقيده با دكتر محمود بستانى يافتم. (٢٦)
(٢٤) علامه حلّى، مختلف الشيعه، ج١، ص١٧٣؛ منتهى المطلب فى تحقيق المذهب، ج١، ص٤.
(٢٥) علامه حلّى، منتهى المطلب، ج١، ص٩ و ١٠. آنچه اشاره به آن شايسته است و عموم اخباريون بعدها به مضمون آن اشاره كردهاند اين است كه انديشه تقسيم حديث قبل از علامه حلى در ميان اهل سنت به طور صريح موجود است. ر.ك: ابن صلاح (٦٤٣ هـ) در علوم حديث، ر.ك: نووى در تقريب و نيز تدريب الراوى، سيوطى، ج١، ص٤٢، و آدم متز ياد آور مىشود كه خطابى (٣٨٨ هـ) اوّلين كسى است كه حديث را نزد اهل سنت تقسيم كرد. رجوع كنيد به: الحضارة الاسلامية في القرن الرابع الهجري، ج١، ص٣٦٠.
(٢٦) محمود بستانى، مقدمه منتهى المطلب، ج١، ص٦٧ و ٦٨.