فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٥ - سياسيت و حكومت در اسلام ازديدگاه استاد مطهرى سيدامراللّه حسينى
حكومت كند و به گوشه مساجد و معابد محدود نباشد.(مطهرى، نظام حقوق زن در اسلام، چاپ ٢٦،١٣٧٧، ص ٩٣).
قرآن كريم حاكم و سرپرست اجتماع را به عنوان امين و نگهبان اجتماع مىشناسد و حكومت عادلانه را نوعى امانت كه به او سپرده شده است و بايد ادا نمايد تلقّى مىكند: {إنّ اللّه يأمُرْكُم أن ُتؤدّوّ الأمانات إِلى أهْلهِا و إذا حكمتم بين الناسِ أَن تحكموا بالعد } .( نساء، ٨٥).
نگاه كلى، جامعه به اين امور نيازمند است:
١- حكمران ٢- وضع قانون ٣- اجراى قانون ٤- مصالح كلى جامعه در مقابل فرد ٥- وحدت ٦- تأمين امكانات اجتماعى ٧- دفاع از هجوم اقوام و ملل ديگر ٨- جلوگيرى از تجاوزات افراد در داخل و حفظ آزادى و امنيت افراد از تجاوز افراد ديگر ٩- مديريت١٠- قضاوت و فصل خصومت ١١- ارتباط و عهد و پيمان و معامله با واحدهاى اجتماع ديگر ١٢- تعليم و تربيت ١٣- بهداشت ١٤- حفظ مواريث فرهنگى.
امّا از ميان اينها، پنج مورد از اركان و مقوّمات حكومتند كه عبارتند از: قانون، دفاع، حفظ امنيت داخلى، ارتباط و عهد و پيمان با ساير واحدهاى اجتماعى و فصل خصومت(مطهرى، پيرامون جمهورىاسلامى ،چاپ ١١،١٣٧٧، ص١٥٢-١٥٠).
١-٣- شكل حكومت :
از نظر استاد مطهرى، اسلام شكل خاصى را براى حكومت در نظر نگرفته است و اين بدان علت است كه در اسلام، اهداف حكومت اهميت اساسى دارد و شكل و راه و روش نيل به اهداف مىتواند متغير باشد. احكام اسلام، مربوط به روح و معنى و هدف و بهترين راه وصول به هدف است و تنها، وسيله و ابزار و فرم و شكل ظاهرى نيست. در اسلام هيچ شكل ظاهرى و مادى نمىتوان يافت كه جنبهتقدّس داشته باشد.(مطهرى، نظام حقوق زن در اسلام، ص ١٠٣). در اسلام براى هدايت و رهبرى، يك شكل صددرصد معين ترسيم نشده كه همه اجزاء و مقدمات و مقارنات و شرايط و موانع در نظر گرفته شده باشد و اساساً قابل