فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥١ - علاّمه حلّى (ره) و ريشههاى شكلگيرى مكتب سند در تفكر امامى حيدر حبّ اللّه
روايتى يا عدم آن توسط مشهور اهميت زيادى نمىداد؛ زيرا شهرت در نظر وى مهم نبود. ايشان به اين مطلب در موارد مختلف (٩٠) تصريح مىكند ولكن در موارد ديگرى ديديم كه ايشان به مشهور و توانايى آن در جبران ضعف سند، به شرط عدم وجود خلاف، اقرار مىكند. (٩١) از اين رو اردبيلى ـ تا حدودى ـ شيوهاى كه افرادى همچون شهيد اوّل و دوم، در زمينه جبران سند توسط مشهور و يا مواردى از اين قبيل را در پى گرفته بودند خرق كرد. امرى كه فضاى جديدى در ميان ديدگاههاى علمى شيعه به وجود آورد، چرا كه با اين گام شايد آخرين قراين موجود كه مىتوانست خبر را تقويت سازد از بين رفت و چيزى جز سند به عنوان آخرين ملاك براى رجوع به آن، پيش روى فقيه باقى نماند.
حجم تبعاتى را كه شيوه اردبيلى به جاى گذاشت نمىتوانيم پيش بينى كنيم، اما به هر حال پيگرى اين تجربه اردبيلى و پس از ايشان شاگردش صاحب «المدارك» ما را از پيشرفت هايى كه حاصل شد آگاهتر مىسازد.
مطلب بسيار دقيق در اهميت ندادن به نظر مشهور ـ حتى اگر نسبى باشد ـ جنبه روانى آن است، چرا كه از بين رفتن هيبت مشهور در نزد عالم يا فقيه به طور طبيعى موجب خواهد گشت تا موانع روانى كه اجازه موضعگيرى در برابر نظر رايج را نمىداد فرو بريزد لذا نظر ما در مورد عملكرد و نتايجى كه اين شيوه در برداشت هر چه باشد اما اين سياست محقق اردبيلى را مىتوان خشت اصلى تغيير وضعى دانست كه روبه ضعف گذاشته بود.
٢. تسلط بر علم رجال:
عامل دوم، اهميت زيادى بود كه محقق اردبيلى به اسانيد مىداد، در نتيجه آن،
(٩٠) احمد اردبيلى، مجمع الفائدة و البرهان، ج١، ص٨٩، ج٢، ص٢٢٦ و ج٤، ص٦٥ و ج٨، ص٩١، ١٤٢، و ج٩، ص٩٣، و ج١٤، ص١٥، بله او ديدگاه هايى دارد كه در آنها به عنصر شهرت اخذ مىكند؛ مثل ج١، ص٢٤٧ ـ ٢٦٢ و ليكن آنها موارد محدودى هستند كه در بعضى از آنها مجال كاوش و تحقيق وجود دارد.
(٩١) مجمع الفائدة و البرهان، ج١، ص١٧٦.