فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٤ - تنجيم و ستارهشناسى آیة الله سيد محسن خرازى
به نحو استقلال و چه به نحو شركت در تأثير، چنين اعتقادى براى شخص مسلمان روا نيست، و علم نجومى كه مبتنى بر اين باشد كفر است. اخبارى كه از علم نجوم منع كرده واعتقاد به صحت آن را نهى نموده، بر همين معنا حمل مىشود».
در بحار الانوار آمده است: «در ميان امت اسلامى اختلافى در اين جهت نيست كه هركس معتقد باشد كه ستارگان مدبّر اين عالم بوده و پديد آورنده حوادث و خيرات و شرور مىباشند، به طور مطلق كافر است».
و در جاى ديگر از بحارالانوار آمده است: «قائل بودن به اين كه كواكب علت فاعلى با اراده و اختيارند اگر چه تأثير گذارى آنها متوقف بر شرايطى ديگر باشد، كفر محسوب مىشود».
ظاهر عبارت وسايل، ادعاى ضرورت دين بر بطلان تنجيم و كفر معتقدين به آن را به همه علماى اماميه نسبت مىدهند، آنجا كه مىگويد: «علماى ما صراحتاً ابراز داشتهاند كه علم نجوم و عمل به آن حرام بوده و هركس معتقد به تأثير ستارگان يا مدخليت ستارگان در تأثير باشد، كافر است و اين از ضروريات دين مىباشد، بلكه از سخن ابن ابى الحديد نيز بر مىآيد كه نزد علماى اهل سنت هم، حكم همين است و در شرح نهج البلاغه مىگويد: ابطال حكم منجمان و حرام بودن اعتقاد به آن و نهى و منع از تصديق منجمان از احكام ضرورى دين شناخته مىشود. اين است معناى سخن اميرالمؤمنين(ع) كه خطاب به منجّم فرمودند: «هركس تو را در اين ادعا(كه ساعت خير و شر را مىدانى) تصديق كند، قرآن را تكذيب كرده و خود را از استعانت به خدا بى نياز مىداند». (٤٥)
پس كسى كه اعتقاد به استقلال اجرام آسمانى يا مدخليت آنها در تأثير داشته به نحوى
(٤٥) المكاسب المحرّمه، ص٢٥ و ٢٦.