فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٠ - نكتهها (١٤) رضا مختارى
اينكه در آيه شريفه {والسارق و السارقة فاقطعوا أيديهما جزاءً بما كسبا نكالاً من اللّه واللّه عزيز حكيمٌ } (٣) مراد از قطع، بريدن دست دزد است از ضروريات فقه شيعه و سنى و از اوضح واضحات است و يكى از دلائل آن هم ذيل آيه است كه فرمود: «جزاءً بما كسبا نكالاً من اللّه» و در آخر آيه هم از خداوند متعال و واضع اين حكم با وصف «حكيم» ياد شده است تا مبادا برخى مانند استاد مذكور، بر اين حكم حكيمانه اعتراض كنند و رضايت عدهاى غرب زده شهوت پرست و آلوده و شيفته شيطان را بر رضاى خداى رحمان ترجيح دهند و به اين گونه توجيهات سخيف و مضحك و سست «واوهن من بيت العنكبوت» روى بياورند!
اينكه گفتهاند: «غالباً اين تعبير در همين معنى يعنى كوتاه كردن دست دزد از دزدى به كار مىرود» خطاى فاحش، و احتمالاً به سبب اشتباه بين «قطع يد» با «قطع لسان» است. توضيح اين كه هيچ گاه «قطع يد» در عربى به معناى مذكور استعمال نشده و اين معناى مجازى فقط در مورد «قطع لسان» نقل شده و ايشان، اين دو را با يكديگر اشتباه كردهاند.
... «اقطعوا عنّي لسانه» أي أعطوه و أرضوه حتّى يسكت، فكنى باللسان عن الكلام. و منه الحديث: «أتاه رجل، فقال: إنّي شاعر، فقال: يا بلال اقطع لسانه، فأعطاه أربعين درهماً». (٤)
بر فرض محال كه ايشان بتواند آيه قطع دست دزد را توجيه كند با آيه جزاى محارب كه اتفاقاً چند آيه قبل از آيه مذكور است چه مىكند؟
{إنّما جزاؤ الذين يُحاربون اللّه و رسوله و يسعون في الأرض فساداً أن يُقتّلوا أو يصلّبوا أو تقطّع أيديهم و أرجلهم من خلاف أو ينفوا من الأرض ذلك لهم خزيٌ في الدّنيا و لهم في الآخرة عذاب عظيمٌ } . (٥)
استاذ مذكور در ادامه نوشتهاند:
(٣) مائده، آيه ٣٨.
(٤) النهاية في غريب الحديث و الأثر، ج٤، ص٨٣؛ لسان العرب، ج٨، ص٢٧٩، «قطع».
(٥) مائده، آيه ٣٣.