فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٣ - ميراث زوجه از اموال غير منقول(١) آیة الله سيد محمود هاشمى شاهرودى
محروميت قرار داده و روايت ابن ابى يعفور را به زوجه بى فرزند و روايات محروميت را به زوجه فرزند دار تخصيص بزنند. روايت ابن اذينه ميان زوجه فرزند دار و زوجه بى فرزند تفصيل داده است، منطوق آن بر ارث زوجه فرزند دار از عين رباع و مفهوم آن بر عدم ارث زوجه بى فرزند از رباع دلالت دارد، بنابراين، اين روايت شاهد جمع و تفصيل ميان دو دسته روايات متعارض است و هر دسته را به يكى از دو قسم ـ با فرزند و بى فرزند ـ مقيد مىسازد و با اين روايت، تعارض ميان آن دو دسته روايات از بين مىرود؛ زيرا اين روايت از هر دو دسته اخص است.
اشكال اين جمع آن است كه روايت ابن اذينه ـ چنان كه خواهد آمد ـ فقط دلالت بر ارث زوجه فرزند دار از عين رباع دارد، اما بر عدم ارث زوجه بى فرزند از رباع دلالتى ندارد مگر از باب مفهوم، بدين معنا كه اگر زوجه بى فرزند نيز از عين رباع ارث ببرد، قيد «ذات ولد» در روايت لغو خواهد بود، و اين همان معناى ظهور قيد در احترازيت است. واضح است كه اين ظهور، مقتضى مفهوم به صورت سالبه كليه نيست، بلكه مقتضى مفهوم به صورت سالبه جزئيّه و به نحو اجمالى است؛ يعنى مساوى نبودن زوجه فرزنددار و زوجه بى فرزند در حكم ارث بردن از عين رباع، و گرنه قيد لغو مىبود. اما اين كه زوجه بى فرزند از رباع هيچ ارث نمىبرد حتى از قيمت و ماليت آن، مفهوم برآمده از احترازيت قيود، مقتضى چنين معنايى نيست، شايد زوجه بى فرزند از قيمت رباع همچون قيمت خانه و ساختمان ارث ببرد. بنابراين، روايت ابن اذينه مخصص روايت ابن ابى يعفور نيست، حداكثر دلالت آن ارث نبردن زوجه بى فرزند از عين زمين است و در نتيجه ارث او از ماليت و قيمت زمين ولو در ضمن قيمت ساختمان و خانه، تحت شمول روايت ابن ابى يعفور باقى خواهد ماند. بر اين اساس، قول شيخ صدوق اثبات خواهد شد كه اخص از قول سيد مرتضى است.
بلى، اگر مبناى انقلاب نسبت را بپذيريم، مىتوان گفت كه در اينجا روايات محروميت بعد از تخصيص به روايت ابن اذينه، اخص از روايت ابن ابى يعفور خواهند شد؛ زيرا اين روايات بعد از تخصيص، اختصاص به زوجه بى فرزند داشته و محروميت او