فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٢
جهت الهى هم ندارد. چنين جزعى نيز به طور مطلق حرام نيست، بلكه به اتفاق فقها مكروه است، مگر برخى مصاديق جزع كه بر حرمت آنها به جهت وجود دليل خاص، ادعاى اجماع شده است. مواردى از قبيل كندن مو، لطمه و خراش وارد كردن بر سر و صورت و گريبان چاك كردن مگر در مواردى همچون مرگ برادر. هر چند برخى مانند آيت اللّه خويى(ره) ادله حرمت مصاديق يادشده را ضعيف (٩) و امام خمينى(ره) نيز احتياط را در ترك اين امور (١٠) دانسته است.
در چنين مواردى توصيه شريعت اين است كه انسان نفس خود را مهار و با تسليم به قضا و قدر خداوند متعال، بر آن مصيبت صبر كند و از اين شكيبايى اجر برد؛ زيرا تنها اين گونه مىتوان از مصيبت پيش آمده براى قرب پروردگار بهره جست. بنابر اين تمام رواياتى كه به نكوهش جزع در مصيبتها پرداخته و حتى كفاره نيز بر آنها قرار داده اند، بر اقسام ياد شده، حمل مىشوند.
ج. جزعى كه در مصيبت اولياى خدا، براى اظهار خشم و غضب بر دشمنان و برائت جستن از كردار و رفتار آنان و بروز محبت به اولياى الهى ـ كه در حقيقت همان محبت به خداوند است ـ صورت مىگيرد.
چنين جزعى كه جزع بر سيدالشهداء(ع) نيز از بارزترين مصاديق آن است، مستحب و از عبادت هاى بزرگ شمرده مىشود؛ چون اوّلاً مصيبت وجهه الهى دارد و ثانياً نيت جزع كننده فرونشاندن غم و غصه خود نيست، بلكه بىتابىكردن در مصيبت ولىّ خدا و به قصد اظهار نفرت از ظلم ظالمان و اعلان آن به جهانيان و زنده نگاه داشتن بزرگى و عظمت صاحب مصيبت و ظلم انجام شده است. بنابر اين لطمه زدن به سر و صورت، سينه زنى، زنجير زنى، فرياد كشيدن و ناليدن، و مانند آن، حتى اگر با درد شديد همراه شود و به كبود شدن يا آمدن خون منجر گردد ـ اگر به حد جنايت بر نفس نرسد ـ نه تنها حرام يا مكروه نيست، بلكه مصداق تولّى و تبرّى بوده و از بهترين عبادتها و داراى برترين پاداشها است.
(٩)التنقيح في شرح العروة الوثقى، ج ٩، ص ٣٤٦.
(١٠) تحرير الوسيله، ج ١ ، ص ٩٣ .