فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٢ - ميراث زوجه از اموال غير منقول(١) آیة الله سيد محمود هاشمى شاهرودى
فريضهاى است كه هرگاه ساقط شود چيزى براى صاحب آن باقى نمىماند، مگر از باقى مانده ارث، بنابر اين آنان كه مقدم داشته شدهاند، يكى زوج است كه سهم او نصف است و هرگاه كسى در ورثه باشد كه وجود او موجب شود سهم نصف براى زوج ساقط شود، سهم او به ربع تقليل مىيابد و از آن كمتر نمىشود، ديگرى زوجه است كه سهم او ربع است و هرگاه كسى در ورثه باشد كه موجب شود سهم ربع براى زوجه ساقط شود، سهم او به ثمن تقليل مىيابد و از آن كمتر نمىشود، و ديگرى مادر است كه سهم او ثلث است و هرگاه اين سهم ساقط شود، به سدس تقليل مىيابد و از آن كمتر نمىشود. اينها فرايضى است كه خداوند مقدم داشته است. اما آنچه مؤخر داشته شده است، فريضه دختران و خواهران است كه نصف و دو ثلث مىباشد، هرگاه كسانى در ورثه باشند كه وجود آنان موجب شود اين فرايض ساقط شود، سهمى براى دختران و خواهران نيست مگر از باقى مانده ميراث. اينان كسانى هستند كه مؤخر داشته شدهاند. بنابراين، هرگاه آنان كه خداوند مقدم داشته و آنان كه مؤخر داشته است با هم جمع شوند، تقسيم ارث از آنان كه خداوند مقدم داشته آغاز مىشود و حق آنان به طور كامل داده مىشود و اگر چيزى باقى ماند به كسانى كه مؤخر داشته شدهاند، داده مىشود و اگر چيزى باقى نماند، چيزى براى آنان نيست....
همچنين در روايات تعابيرى از اين قبيل آمده است:
«لايرث مع الولد والوالدين أحد إلاّ الزوج و الزوجة؛
با وجود فرزند و پدر و مادر، هيچ كس از ديگرى ارث نمىبرد، مگر زوج و زوجه».
«أنّ الزيادة في التركة على سهامهم تردّ عليهم؛
زيادى تركه بر سهام وارثان، به آنان بر مىگردد ـ با اختلافى كه در مورد زوجه هست».
«ذا السهم أحق ممّن لا سهم له؛
صاحب سهم، سزاوارتر است از كسى كه سهمى ندارد».