عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٤
علیهذا دلیل عقلی به اصطلاح " روشنفکر مابان " - مبنی بر اینکه " خداوند با همه مخلوقاتش نسبت متساوی و یکسان دارد ، و از طرف دیگر حسن و قبح اعمال ، ذاتی اعمال است ، پس عمل خیر از همه مردم یکسان است و لازمه این دو " یکسانی " این است که پاداش اخروی مؤمن و غیر مؤمن یکسان باشد . . . " - مخدوش است . در این استدلال ، عملها و نسبت یکسان خداوند با مخلوقات در نظر گرفته شده است اما " عامل " و شخصیت او و هدف و انگیزه و سیر روحی و معنوی را که جبرا و قهرا موجب نایکسانی عملها میشود و فاصلهای در حد فاصله مرده و زنده میان آنها به وجود میآورد فراموش کردهاند ، میگویند : برای خدا چه فرق میکند که آنکه عمل خیر انجام میدهد او را بشناسد یا نشناسد ؟ با او آشنا باشد یا آشنا نباشد ؟ عمل را برای رضای او انجام داده باشد یا برای مقصودی دیگر ؟ قصدش تقرب به خدا باشد یا نباشد ؟ پاسخ این است : برای خدا فرق نمیکند ولی برای خود آن شخص فرق میکند ، او اگر خدا را نشناسد و با او آشنا نباشد یک نوع سلوک روحی میکند و اگر آشنا باشد نوعی دیگر . اگر آشنا نباشد عمل یک بعدی انجام میدهد ، عملش تنها حسن فعلی و حسن تاریخی مییابد ، ولی اگر آشنا باشد عمل دو بعدی انجام میدهد و عملش حسن فاعلی و حسن ملکوتی نیز پیدا میکند و دو بعدی میگردد ، اگر آشنا باشد خودش و عملش به سوی خدا بالا میرود و اگر آشنا نباشد بالا نمیرود . به عبارت دیگر : برای خدا فرق نمیکند اما برای عمل فرق میکند ، در یک صورت ، عمل ، عملی میشوند زنده و صعود کننده به بالا ، و در صورت دیگر عملی میشود مرده و هبوط کننده به پایین . میگویند خدای عادل و حکیم هرگز به جرم اینکه بندهای با او رابطه دوستی ندارد خط بطلان بر روی اعمال نیکش نمیکشد . ما هم معتقدیم که خداوند خط بطلان نمیکشد ، اما باید ببینیم آیا اگر کسی خداشناس نباشد عمل خیر واقعی که هم حسن اثر داشته باشد و هم حسن ارتباط ، هم از نظر نظام اجتماعی خوب باشد و هم از نظر روحی عامل ، از او سر میزند یا سر نمیزند ؟ همه اشتباهها از آنجا پیدا شده است که ما مفید بودن اجتماعی یک عمل را برای اینکه آن عمل ، " خیر " و " صالح " محسوب گردد کافی فرض کردهایم . مسلما اگر به فرض ( البته فرض محال ) کسی خدا را نشناسد و با عمل خود به سوی خدا بالا رود خدا او را باز نمیگرداند ، اما حقیقت این است که کسی که خدا را نمیشناسد حجابی را پاره نمیکند ، طوری از اطوار نفس را طی نمینماید و به سوی ملکوت خدا