عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٠
. ٢ شفاعت نه تنها با توحید در پرستش نمیسازد ، بلکه با توحید ذاتی
نیز ناسازگار است زیرا لازمه اعتقاد به شفاعت این است که رحمت و شفقت
شفیع ، بیشتر و وسیعتر از رحمت خدا دانسته شود ، چه ، مفروض این است
که اگر شفاعت نباشد خدا گناهکار را عذاب میکند . . ٣ اعتقاد به شفاعت موجب تجری نفوس مایل به گناه ، بلکه موجب
تشویق آنها به ارتکاب گناه است . . ٤ قرآن کریم شفاعت را باطل شناخته و مردود دانسته است . قرآن روز
رستاخیز را چنین معرفی میکند : در آن روز هیچکس از دیگری دفاع نمیکند و
شفاعتی هم در کار نیست [١] . . ٥ شفاعت با اصلی که قرآن کریم تأسیس فرموده و سعادت هر کسی را
وابسته به عمل خودش دانسته و فرموده : « و ان لیس للانسان الا ما سعی
[٢] منافات دارد . . ٦ لازمه صحت شفاعت این است که معتقد شویم خدا تحت تأثیر شفیع قرار
میگیرد و خشمش تبدیل به رحمت میگردد ، در حالی که خدا انفعال پذیر
نیست ، تغییر حالت بر او راه ندارد و هیچ عاملی نمیتواند در او اثر
بگذارد ، تغییر پذیری مخالف با وجوب ذاتی ذات الهی است . . ٧ شفاعت یک نوع استثناء قائل شدن و تبعیض و بی عدالتی است ، در
حالی که در دستگاه خدا ، بی عدالتی وجود ندارد . به تعبیری دیگر : شفاعت
، استثناء در قانون خداست و حال آنکه قانونهای خدا کلی و لا یتغیر و
استثناء ناپذیر است : « و لن تجد لسنة الله تبدیلا »[٣] .
این اشکال است که بحث شفاعت را با عدل الهی مرتبط میسازد ، و از
همین نظر است که مسأله شفاعت ، یکی از مباحث کتاب حاضر قرار داده شد
.
توضیح اشکال این است که : مسلما شفاعت ، شامل همه مرتکبین جرم
نمیگردد زیرا در این صورت دیگر نه قانون معنی خواهد داشت و نه شفاعت .
طبیعت شفاعت ملازم با تبعیض و استثناء است ، ایراد هم از همین راه
است که چگونه رواست که
> و خواجه نصیر و صدرالمتألهین در میان آنها ظهور کرده و مسائل توحیدی را در عالیترین شکل خود غور و بررسی نمودهاند امروز افرادی یافت میشوند که تازه میخواهند درس توحید را از امثال ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب فرا گیرند . [١] بقره / ٤٨ و . ١٢٣ [٢] نجم / . ٣٩ [٣] فتح / . ٢٣