عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٨
ممکن نیست ، زیرا اراده خدا این بود که میبخورد ، و چون اراده و علم خدا
تخلف بردار نیست ، آدمی چه بخواهد و چه نخواهد ، میخوارگی را انجام
میدهد .
این سخن بسیار سست است و از روی منتهای نادانی گفته شده است ، لذا
بسختی میتوان باور کرد که گوینده آن خیام فیلسوف باشد . هر فیلسوف و
نیمه فیلسوفی اینقدر میفهمد که خدا نه " می " خوردن کسی را مستقیما
اراده میکند و نه " می " نخوردن کسی را ، خدا برای جهان ، نظامی و
قانونی پدید آورده است و هیچ کاری در جهان ، بیرون از قانون انجام
نمیگیرد . همانطوری که هیچ حادثه طبیعی بدون علت طبیعی رخ نمیدهد ،
افعال اختیاری انسانها نیز بدون اراده و اختیار انسان رخ نمی دهد . قانون
خدا در مورد انسان این است که آدمی دارای اراده و قدرت و اختیار باشد و
کارهای نیک یا بد را خود انتخاب کند . اختیار و انتخاب ، مقوم وجودی
انسان است . انسان غیر مختار محال است ، یعنی این که فرض شده انسان
است و غیر مختار ، فقط فرض است نه حقیقت ، و اگر انسان نباشد مکلف
نیست ، مثل این است که گاو یا الاغی سر در خم شراب ببرد و بنوشد . پس
قضا و قدر الهی که انسان را خواسته است ، مختار بودن او را نیز خواسته
است . پس میخوردن انسان نه بر اساس اختیار و انتخاب خود او بلکه بر
اساس یک جبر الهی بر خلاف علم ازلی است و اگر انسان به جبر الهی
میبخورد علم خدا جهل بود .
امروز محققین تردید میکنند که خیام شاعر همان خیام فیلسوف باشد ،
احتمال میدهند - بلکه ثابت میکنند - که دو نفر و یا بیشتر وجود داشتهاند
و تاریخ ، آنها را بهم آمیخته است . به هر صورت خواه چند نفر به نام
خیام بوده و یا یک خیام با دو شخصیت متضاد وجود داشته ، این سخن که علم
الهی و تقدیر الهی ، علت ارتکاب گناه شمرده شود بطوری که مسؤولیت ، از
انسان که عامل انتخاب کننده است سلب گردد باطل است ، در پاسخش بجا
گفته شده است :
| علم ازلی علت عصیان کردن |
| نزد عقلا ز غایت جهل بود |
[١] رجوع شود به کتاب " انسان و سرنوشت " تألیف مرتضی مطهری ، فصل آخر کتاب .