عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٥
سنتی دیگر جریان مییابد و آن سنت نیز در شرایط خاص خود کلیت دارد . پس تغییر قانون و سنت ، به حکم قانون و سنت است ولی نه به این معنی که قانونی به حکم قانونی نسخ میشود ، بلکه به این معنی که شرایط یک قانون تغییر میکند و شرایط جدید به وجود میآید و در شرایط جدید قانون جدید حکمفرما میشود . در جهان ، جز قانون و سنت و ناموسهای لا یتغیر وجود ندارد . اگر مردهای بطور اعجاز زنده میشود ، آن خود حساب و قانونی دارد . اگر فرزندی همچون عیسی بن مریم ( ع ) بدون پدر متولد میشود ، بر خلاف سنت الهی و قانون جهان نیست . بشر ، همه سنتها و قانونهای آفرینش را نمیشناسد و همینکه چیزی را بر ضد قانون و سنتی که خود ، آگاهی دارد در نظر میگیرد ، میپندارد مطلقا بر خلاف قانون و سنت است ، استثناء است ، نقض قانون علیت است ، و در بسیاری از موارد هم آنچه را که به عنوان قانون میشناسد قشر قانون است نه قانون واقعی . مثلا ما میپنداریم که سنت آفرینش حیات ، این است که همواره موجود زنده از ازدواج پدر و مادری بوجود آید ، ولی این قشر سنت است نه خود سنت . آفرینش عیسی بن مریم قشر سنت را بر هم زده است نه خود آن را . اینکه قانونهای واقعی آفرینش تخلف ناپذیر است سخنی است و اینکه آیا قوانینی که ما شناختهایم ، قانونهای واقعی جهان است یا قشری از قانون است سخنی دیگر است . معنای معجزه ، بی قانون بودن و یا فوق قانون بودن نیست . ماتریالیستها دچار چنین اشتباهی شدهاند که بخشی از قوانین طبیعی جهان را که به وسیله علوم کشف گردیده ، قانونهای واقعی و منحصر فرض کردهاند و سپس معجزات را نقض قانون پنداشته اند . ما میگوییم آنچه را که علوم بیان کرده است ، در شرایط مخصوص و محدودی صادق است و زمانی که با اراده یک پیغمبر یا ولی خدا کاری خارق العاده انجام میگیرد ، شرایط عوض میشود ، یعنی یک روح نیرومند و پاک و متصل به قدرت لا یزال الهی شرایط را تغییر میدهد ، و به عبارت دیگر ، عامل و عنصر خاصی وارد میدان میشود . بدیهی است در شرایط جدید که از وجود عامل جدید یعنی اراده نیرومند و ملکوتی ولی حق ناشی میشود قانون دیگری حکمفرما میگردد . در مورد تأثیر دعا و صدقه در دفع بلاها و غیره نیز جریان از همین قرار است . در حدیث آمده است که از رسول اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) سؤال شد که با وجود اینکه هر حادثهای که در جهان رخ میدهد به تقدیر الهی و قضاء حتمی او است ، دعا و