نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤
مرتبط به اخلاق و تربیت بشر . پس در عین اینکه اسلام طرفدار ازدیاد ثروت است و ثروت را وسیله تأمین هدفهای عالی خود میداند ، به همین دلیل که هدف ، عالیتر از خود ثروت است راه درآمد را تمایلات و تقاضا نمیداند ، مصلحت را راه میداند ، اما در اقتصاد جدید اینگونه محدودیتها وجود ندارد ، خصوصا اقتصاد سرمایه داری ، از صادراتشان میتوان حقیقت را فهمید که از مملکتهای نیازمند مثل ایران چه میبرند و چه تحویل میدهند . مطلب سوم این است که همان طور که نباید از هر راهی به دنبال ثروت بود ، نباید سیستم اقتصادی به شکلی باشد که رشد و نمو را متوقف و فلج کند و جلوگیری نماید . از جمله چیزهایی که مانع رشد است به عقیده ما تز " کار به قدر استعداد و مخارج به قدر احتیاج " است که لازمه اش اشتراک مردم در منافع یکدیگر است . این چند عیب دارد : اولا برخلاف فطرت و طبیعت است . پیوستگی طبیعی افراد بشر به حد اجزاء یک پیکر نیست . ثانیا این خود نوعی استثمار است . ثالثا جلوی فعالیت و نشاط را میگیرد ، بشر آنگاه نشاط کار پیدا میکند که بداند نتیجه کارش به خودش برمی گردد . چرا اداریها اهل سنبل اند ؟ به قولی مرض اداره دارند ؟ چون ایمان که ندارد و درآمدش و ترقیاتش هیچکدام با فعالیتش بستگی ندارد ، برعکس درآمدش با انجام کارهای غیرمشروع از باند بازی و حقه بازی و رشوه مالی و احیانا العیاذ بالله رشوه ناموسی است . خوشا به حال اجتماعی که سیستم اقتصادیش به شکلی باشد که راه درآمد منحصر باشد به فعالیت ، و آثار فعالیت فرد هم مخصوص خودش باشد ، بدا به حال اجتماعی که کار در آن اجتماع صرف نمیکند اما بورس بازی و کارهای