نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣
میل به خرید آن در مردم بود و پول در آور بود باید عرضه داشت ، تقاضا علت تامه جواز عرضه است ولو اینکه عرضه مواد مهلک یا مضعف جامعه باشد . جامعهای بیماری باد بادک و اسباب بازی و لوازم تجملی تقاضا دارد ، مانند مریضی که اشتهای چیزی دارد که برایش مضر است . جامعهای بیماری اتومبیل دارد ، مانند بیمار مستسقی یا طفل مبتلا به قی و اسهال تقاضای آب دارد و صاحب آب فقط به دلیل اینکه در مقابل این آب پول داده میشود مرتب آب میدهد و جیب خود را از پول پر میکند ، بالاتر این که تقاضای کاذب به وجود میآورد ، هروئین میسازد و راه در آمد هنگفت به وجود میآورد و مرتب هروئینی میسازد ، به دلال میگوید : از هر ده نفر مبتلا به اندازه یک نفر متعلق به شخص خودت ، از هر چه فروش کردی ده یک مال خودت ، ولی اسلام مکاسب محرمه دارد ، قبل از هر مسئلهای در مکاسب ، مکاسب محرمه را عنوان میکند ، فروختن بت و صلیب را حتی به غیرمسلمانان تحریم میکند ، فروختن شراب و آلات قمار و وسائل گمراهی را مطلقا تحریم میکند ، فروش کتب ضلال را تحریم میکند ، بیع سلاح للاعداء را تحریم میکند ، اسلام تدلیس ما شطه و مجسمه سازی ، ساختن و فروختن ظرف طلا و نقره ، شعر هجائی و مدحی ، غش ، لغو و لهو ، قمار ، قیادت ، قیافه ، کهانت ، مدح من لا یستحق المدح ، بخش ، اعانت ظالمین ، ولایت از قبل جائر ، هجاء مؤمن ، اکتساب به واجبات ، و . . . را تحریم میکند . از همه اینها [ آشکار میشود که ] تز اسلام این است : " منبع درآمد ، تمایلات و خواستههای مردم نباید باشد ، مصالح عمومی باید باشد " ، به تعبیر فقهاء خرید و فروش چیزی جایز است که " منفعت محلله مقصوده " داشته باشد . این اقتصاد اقتصادی است واقع بینانه و