نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢
اقتصاد دستش به طرف ملت دیگر دراز باشد اسیر و برده او است و اعتباری
به تعارفهای دیپلماسی معمولی نیست . به قول نهرو :
" ملتی مستقل است که جهش اقتصادی داشته باشد . "
علی علیه السلام میفرماید :
« احتج الی من شئت تکن اسیره ، استغن عمن شئت تکن نظیره ، أحسن الی
من شئت تکن امیره » [١] .
[ محتاج هر که شوی اسیر او خواهی بود ، بی نیاز از هر که گردی با او
برابر خواهی شد ، و هر که را مورد نیکی و احسان خود قرار دهی فرمانروای
او خواهی شد ] .
اگر ملتی کمک خواست و ملتی دیگر کمک داد خواه ناخواه اولی برده و
دومی آقاست . چقدر جهالت و حماقت است که آدمی ارزش سلامت بنیه
اقتصادی را درنیابد و نفهمد اقتصاد مستقل یکی از شرائط حیات ملی است .
این یک مطلب .
مطلب دیگر اینکه اسلام همواره روش وسط و معتدل را پیش میگیرد ، و این
جهت ناشی از جنبه همه جانبه بودن اسلام است . دو روش افراطی و تفریطی
به چشم میخورد ، یکی اساسا ارزش سلامت بنیه اقتصادی را درک نمیکند و
طرفدار فقر است و خیال میکند همین طور که فقر برای فرد عیب نیست برای
جامعه هم عیب نیست ، اولا برای فرد هم به یک معنی عیب است و اگرهم
برای فرد عیب نباشد برای اجتماع عیب است ، و دیگری که به ارزش اقتصاد
پی برده است دیگر همه چیز را فراموش میکند و معتقد است منبع در آمد ،
تمایلات بشر است و هر چیزی که تقاضایش وجود داشت و
[١] غرر الحکم ، چاپ دانشگاه تهران ، ج ٢ ، ص . ٥٨٤